آموزش ترکیب رنگ مو
کپی لینک با موفقیت انجام شد
تعداد بازدید : 491
آخرین پست تاپیک : ۰۹:۵۵   ۱۳۹۷/۴/۲۶
برای دیدن جدیدترین مطالب این تاپیک اینجا کلیک کنید و برای دیدن صفحه ابتدایی، این پنجره را ببندید.
برای دیدن صفحات دیگر، بر روی شماره صفحه در شمارنده بالا کلیک کنید.
مشاهده جدیدترین مطالب این تاپیک
صفحه مورد نظر

پندهای مثل قند

به اشتراک گذاری در تگرام
کاربر چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆تعداد پست :4257
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 8323

۲۱ ژوئن، روز جهانی پدر بود. وب‌سایت بیزنس اینسایدر به مناسب این روز، بهترین نصیحت پدران ۱۴ تن از افراد فوق موفق دنیا را گردآوری و منتشر کرده است. در ادامه همراه زومیت باشید تا ببینید، بزرگ‌ترین و موفق‌ترین افراد در ینگه دنیا هم بعد از عمری صدرنشینی و موفقیت، هنوز نصیحت پدرانشان را به یاد دارند و از آن الگو گرفته‌اند.

معمولا پشت سر هر مدیر اجرایی، یک کمیته‌ی غیررسمی مشورتی وجود دارد که باعث و بانی موفقیت‌های این افراد هستند. مربیان، هم‌دانشگاهی‌ها، شرکای زندگی و در مواردی، پدران، عضو این کمیته‌های مشورتی هستند.

احتمالا پندهای پدرانه به تنهایی شما را ریچارد برانسون و بیل گیتس نمی‌کند؛ اما دوز به اندازه‌ی نصیحت‌های پدرانه، ضرری هم نخواهد داشت.

نصحیت‌هایی که صحبتش شد، این‌ها هستند:

مگ ویتمن (Meg Whitman): خوب باش

meg-whitman-be-nice

شاید فکر کنید «خوب بودن» نصیحت سطحی و پیش‌پا‌افتاده‌ای است اما مدیرعامل اچ‌پی (Hewlett-Packard) این‌طور فکر نمی‌کند. مگ ویتمن می‌گوید این پند، یکی از مهم‌ترین نصحیت‌های عمرش بوده است.

ویتمن در مصاحبه با مجله فورچن (Fortune) می‌گوید: «هیچ‌وقت زمانی که پدرم این حرف را به من زد فراموش نخواهم کرد.» او به خاطر می‌آورد که: «آن روز با کسی بدرفتاری کرده بودم. پدرم به من گفت: "بد بودن با هیچ‌کسی در هیچ‌زمانی، هیچ فایده‌ای ندارد. تو نمی‌دانی نفر بعدی که در زندگی با او ملاقات خواهی کرد، چه کسی است. ضمن این‌که تو با بد بودن نمی‌توانی چیزی را تغییر بدهی. معمولا هم به هیچ جایی نمی‌رسی."»

تی. بون پیکنز (T. Boone Pickens) : نقشه‌ای داشته باش

t boone pickens have a planرییس شرکت مدیریت سرمایه BP یا همان BP Capital Management در ایالت اوکلاهاما دانشجو بود و مشغول یک جشن دانشجویی، که پدرش به محوطه‌ی دانشگاه آمد و پیامی به او داد که زندگی وی را متحول کرد.

پدرش به او گفت: «احمقی که نقشه‌ای برای خودش داشته باشد، همیشه می‌تواند از یک نابغه هم جلو بزند.» پدرش ادامه داد: «من و مادرت فکر می‌کنیم تو هم احمق هستی و هم هیچ نقشه‌ای در سرت نیست. ما فکر می‌کنیم تو داری این‌جا در شهر استیلواکر وقتت را تلف می‌کنی. تو به هیچ جا نمی‌رسی.»

پیکنز در لینکدین نوشته است که حق با پدرش بود: «باید اقرار کنم که آن‌جا خیلی کار مهمی انجام نمی‌دادم.» اما به فاصله‌ی یک ماه از آن ملاقات، همه چیز تغییر کرد. پیکنز راهی را انتخاب کرد و زمینه‌ی کارش را تغییر داد. وی تاکید می‌کند: «آن جا بود که نقشه‌ای برای خودم پیدا کردم و از آن زمان تا امروز همان نقشه را دارم.»

بیل گیتس (Bill Gates) : کاری که بلد نیستی را انجام بده

 bill gates do what youre not good atاین روزها، بیل گیتس، مدیرعامل سابق مایکروسافت و پدر وکیلش، در قالب روسای مشترک بنیاد بیل و ملیندا گیتس به یکدیگر مشورت می‌دهند. اما قدیم‌ها، این گیتس بزرگ بود که به پسرش پند و نصیحت می‌داد.

مهم‌ترین درسی که بیل گیتس از پدرش آموخت چه بود؟ در کارها سرمایه‌گذاری کن؛ حتی اگر آن کارها را خوب بلد نیستی. بیل گیتس در مصاحبه‌ای که با مجله‌ی فورچن داشته است، به یاد می‌آورد که هم پدر و هم مادرش «او را به انجام ورزش‌های بسیار متفاوتی مثل شنا، فوتبال و  فوتبال امریکایی تشویق می‌کردند.» بیل گیتس می‌گوید: «آن زمان فکر می کردم که انجام این ورزش‌ها کار بیهوده‌ای است، اما بعدتر معلوم شد که این‌طور هم نیست. در واقع همین ورزش کردن من را در معرض موقعیت‌های مختلف مدیریتی قرار داد. ورزش کردن باعث شد به جای چسبیدن به اموری که انجام دادنشان برایم راحت بود، بفهمم که در انجام دادن بسیاری کارها، خوب و کارآمد نیستم.»

پدر بیل گیتس هم موافق است که فشارهای آن زمان برای عضویت در تیم سافتبال، ظاهرا مفید بوده است. وی می‌گوید: «معلوم شد که در نهایت نصیحت خوبی بوده است.»

ریچارد برانسون (Richard Branson) : کم‌تر حرف بزن و بیش‌تر گوش کن

richard branson listen more than you talkریچارد برانسون، موسس و خالق گروه ویرجین در پستی در لینکدین نوشت، می‌گوید: «خانه‌ای که من در آن بزرگ شدم، پر بود از فعالیت‌های مختلف. مادرم مدام در حال  طرح‌ریزی فعالیت‌های کارآفرینی جدید بود و من و خواهرانم به شدت مشغول اجرای آن‌ها بودیم.»

در میان این هرج و مرج، پدر برانسون اما، لنگرگاه آرامش و ثبات و مسئول پشتیبانی از خانواده بود. وی می‌نویسد: «پدرم فرد ساکتی نبود. اما به اندازه‌ی بقیه‌ی ما  حرف نمی‌زد. این حالت، باعث ایجاد یک تعادل معرکه در خانواده شده بود. ما می‌دانستیم هر اتفاقی که بیفتند، می‌توانیم به او تکیه کنیم.»

یکی از بهترین و ساده‌ترین پندهایی که از پدرم  گرفتم این بود که گفت: «بیش‌تر از این‌که حرف بزنی، گوش کن. هیچ‌کس با شنیدن حرف‌های خودش چیزی یاد نگرفته است.»

استیو جابز (Steve Jobs) : پشت حصار را هم رنگ بزن

steve jobs paint the back of the fenceاگر همه شرکت اپل را برای تعهدش به طراحی زیبا می‌شناسند، احتمالا فردی که باید مورد تشکر قرار گیرد، پاول جابز، پدرخوانده‌ی استیو جابز است.

والتر ایزاکسون، زندگی‌نامه‌نویس جابز، در مصاحبه‌اش باشبکه‌ی CBS گفت: «پاول جابز یک مکانیک فوق‌العاده بوده است. او به پسرش استیو یاد داده است که چطور چیزهای معرکه بسازد.»

«آن‌ها روزی در حال ساختن یک حصار بودند. پاول به پسرش گفت: "تو باید پشت حصار را هم به همان خوبی جلوی آن درست کنی. هرچند که ممکن است هیچ‌کس آن‌جا را نبیند، اما خودت که می‌بینی. درست کردن پشت حصار نشان می‌دهد که تو می‌توانی وسائل را کامل و بی‌نقص بسازی."»

مارتا استوارت (Martha Stewart) : تو از پس هر کاری بر می‌آیی

martha stewart you can do anythingغول حوزه‌ی سبک زندگی، می‌گوید که اگر نصیحت پدرش نمی‌بود، هیچ‌وقت جرات خطر کردن پیدا نمی‌کرد. و همین خطر کردن‌ها بوده که او را به موفقیت‌های امروزش رسانده است.

او در پستی در لینکدین نوشت: «پدرم به من گفت با توجه به خصوصیات شخصیتی که تو داری، اگر ذهنت روی چیزی متمرکز باشد، هر کاری که انتخاب کنی را می‌توانی انجام بدهی.» وی اضافه می‌کند که: «این نصیحت پدرم باعث شد که کم‌کم حس اعتمادبه‌نفس در من افزایش پیدا کند؛ و با این‌که گاهی عصبی و دست‌پاچه هم می‌شدم، اما توانستم بر آن غلبه کنم. و هر زمان که تصمیم به انجام کاری گرفتم، توانستم از پس آن بربیایم.»

محمد العریان (Mohamed El-Erian) : دیدگاه دیگران را در نظر بگیر

mohamed el erian consider other points of viewمحمد العریان که هم‌اکنون مشاوره ارشد اقتصادی در شرکت آلیانز (Allianz) است، در پاریس بزرگ شده است. همان زمان بود که ارزش بیرون آمدن از حصار راحتی‌اش را از پدرش که بعدتر سفیر مصر در فرانسه شد، آموخت.

وی به مجله‌‌ی فورچن می‌گوید: «ما عادت داشتیم هر روز حداقل چهار روزنامه بخریم. از روزنامه‌ی فیگارو که در زمره‌ی راست‌های سیاسی قرار داشت تا اومانیته که روزنامه‌ی حزب کمونیست بود.»

او ادامه می‌دهد: «به خاطر دارم روزی از پدرم پرسیدم، چرا ما به چهار روزنامه‌ی مختلف نیاز داریم؟ و او پاسخ داد: "اگر دیدگاه‌های متفاوت دیگران را دنبال نکنی، نهایتا ذهنت بسته خواهد ماند و تو به زندانی یک تفکر خاص تبدیل خواهی شد که هیچ‌گاه سوالی درباره‌ی آن نمی‌پرسد."»

والتر بتینگر (Walt Bettinger) : شهرت خریدنی نیست

walt bettinger you cant buy reputationمدیرعامل و رییس شرکت چارلز شواب (Charles Schwab) به مجله‌ی فورچن می‌گوید که پند پدرانه‌ای که زندگی‌اش را شکل بخشیده است، اتفاقا نصیحت ساده‌ای است. پدرش به او گفته بود که: «اغلب چیزهای دنیا قابل خرید و فروش هستند؛ اما شهرت، این‌طور نیست.»

وی توضیح می‌دهد که: «پدرم با همین چند کلمه پند پر حکمت، باعث ایجاد چهارچوبی در شخصیت من شد که نوع تعاملاتم با دیگران، نحوه‌ی رفتار و شیوه‌ی تصمیم‌گیری‌هایم که به فعالیت‌های روزانه‌ام شکل می‌داد را ایجاد کرده است.»

باربارا کرکران (Barbara Corcoran): از  رهبر پیروی نکن

barbara corcoran dont follow the leaderسوپراستار دنیای معاملات املاک، ضعف امور کارآفرینی را به واسطه‌ی پدرش کشف کرد.

او در مجله‌ی Inc توضیح داده است که: «اگر رییس پدرم از او می‌خواست که مثلا فلان کار را انجام بدهد، ممکن بود که شغلش را ترک کند. این موضوع یک مساله‌ی تکراری بود. اگر قبل از ساعت ۵:۳۰ به خانه می‌آمد، ما می‌فهمیدیم که اخراج شده است. سپس چون مادرم مثل یک نظامی بود، خیلی زود، ساعت ۶ پای میز شام می‌نشستیم. سر میز پدرم به ما می‌گفت: "حدس بزنید چی شده بچه‌ها؟" و ما همه با هم فریاد می‌زدیم که "اخراج شدی؟!" و این‌طوری بهترین و هیجان‌انگیزترین شام ماه اتفاق می‌افتاد.»

او می‌گوید که این روحیه مسری بوده است و دلیل جایگاه فعلی وی نیز همین روحیه می‌باشد. «پدرم ما بچه‌ها را با همین روحیه‌ی نافرمانی تریبت کرده است. و شاید دلیل این‌که ما نمی‌توانیم زیردست هیچ‌کس کار کنیم، همین است.»

ایندرا نویی (Indra Nooyi) : نیت‌ها را مثبت فرض بگیر

indra nooyi assume positive intentرییس و مدیرعامل شرکت پپسی (PepsiCo) از پدرش نصیحتی گرفت که شیوه‌ی برخورد وی با دنیا را تغییر داده است. پدرش به او گفته بود: «هر کس، هر کاری انجام می‌دهد یا هر حرفی می‌زند، تو نیت او را مثبت فرض بگیر

ایندرا نویی در مصاحبه‌ای که با مجله‌ی فورچن داشت، گفت: «این مساله در ظاهر تغییر کوچکی بود، اما نتایج آن گسترده و بزرگ است.» وی اضافه می‌کند که: «از میزان تفاوتی که این نوع نگاه، در طرز برخوردتان با آدم‌ها و مشکلات زندگی ایجاد می‌کند، شگفت‌زده خواهید شد. زمانی که شما نیات افراد را منفی فرض می‌گیرد، عصبانی هستید. اگر عصبانیت را کنار بگذارید و نیات دیگران را مثبت فرض کنید، از تاثیر این کار شگفت‌زده خواهید شد.»

به جای این‌که گارد دفاعی در برابر دیگران داشته باشید، قادر خواهید بود به دیگران گوش دهید و از آن مهم‌تر، دیگران هم می‌توانند به شما گوش کنند. «زمانی که نیات را مثبت فرض می‌گیرید، گمان می کنم اغلب اوقات، چنین چیزی اتفاق می‌افتد که دیگران می‌گویند: "آهای. یک لحظه دست نگه دار. شاید واکنش من به این فرد اشتباه بوده است. به نظر می‌آید که این شخص واقعا دارد تلاش می‌کند."»

مارک کوبان (Mark Cuban) : خوش بگذران

mark cuban have funمارک کوبان، کارآفرین میلیاردر دنیای تکنولوژی، سرمایه‌گذار و مالک تیم بسکتبال دالاس ماوریکس (Dallas Mavericks) به خوبی می‌داند که خوشی‌های بسیاری برای زندگی کردن هست. او این نکته را از پدرش آموخته است.

«پدر من ۸۷ ساله است و هر روز قوی‌تر می‌شود. او مثل یک ماشین است.» در سال ۲۰۱۴، وی در جمعی به مخاطبانش گفت: «پدر من همیشه تکرار می‌کرد که: "امروز، جوان‌ترین سنی است که در عمرت تجربه خواهی کرد. باید همین‌طور زندگی کنی. باید هر روز جوان زندگی کنی."و این همان چیزی‌ست که سعی در انجامش دارم.»

سارا بلیکلی (Sara Blakely) : شکست‌هایت را جشن بگیر

sara blakely celebrate failureاگر به خاطر برنامه‌ی همیشگی پدر سارا بلیکلی سر میز شام نمی‌بود، امکان داشت امروز اسپانکس(Spanx) یک شرکت چند میلیارد دلاری نباشد.

سارا بلیکلی در حین  برنامه‌ی آموزش کارآفرینی که در نیویورک برگزار می‌شد، رو به مخاطبانش گفت: «پدرم عادت داشت سر میز شام از من و برادرم بپرسد که این هفته چه شکست‌هایی خورده‌ایم.» وی ادامه داد: «به خاطر می‌آورم که از مدرسه به خانه برمی‌گشتم و به او می‌گفتم که "پدر، من می‌خواستم فلان کار را انجام بدهم ولی اصلا از پسش بر نیامدم." پدرم با خوش‌حالی می‌گفت: "بزن قدش!" در واقع اگر آن هفته چیزی برای تعریف کردن نمی‌داشتم و در کاری شکست نخورده بودم، ناراحت می‌شد.»

همین طرز رفتار بود که به سارا بلیکلی جرات پذیرفتن ریسک‌های بزرگ‌تر را داد. وی توضیح می‌دهد که: «پدرم با این کار، این هدیه را به من داد که افکارم را در مورد شکست‌هایی که می‌خورم بازآموزی کنم. برای من، شکست یعنی زمانی که به اندازه‌ی کافی تلاش نمی‌کنم.»

کنت چنالت (Kenneth Chenault) : تنها چیزی که قادر به کنترلش هستی، عملکرد خودت است

kenneth chenault the only thing you can control is your performanceمسائل بسیاری در این جهان وجود دارند که از کنترل ما خارج هستند. اما، اگر یک چیز باشد که مدیرعامل امریکن اکسپرس (American Express) از پدرش آموخته باشد، آن است که انرژی خودت را روی کارهایی که قدرت انجامشان را داری متمرکز کن.

وی خطاب به حضار در مدرسه تجارت مک‌کامب دانشگاه آستین تگزاس تاکید می‌کند که: «اگر بنا دارید روی مساله‌ای تمرکز کنید، روی چیزی تمرکز کنید که قادر به کنترل و مدیریت آن هستید.» و یادآور می‌شود که: «تنها چیزی که می‌توانید بر آن کنترل داشته باشید، عملکرد شماست.»

وی اشاره می‌کند که این نکته، باعث توانمندسازی روحیه‌ی انسان می‌شود. و ادامه می‌دهد که: «چیزی که این نوع نگاه به یک شخص می‌گوید این است که تو هم می‌توانی واقعا تغییر ایجاد کنی. تو به واسطه‌ی عملکردت می‌توانی واقعا باعث ایجاد تغییرات بشوی.»

استیو بالمر (Steve Ballmer) : با همه‌ی وجود کار کن

steve ballmer go all inمدیرعامل سابق مایکروسافت و مالک فعلی تیم بسکتبال لس‌آنجلس کلیپرز (Los Angeles Clippers)می‌گوید بهترین نصحیتی که در عمرش شنیده، از سوی پدرش بوده است.

استیو بالمر در مصاحبه‌ای که در مدرسه تجارت آکسفورد داشت، تعریف می کرد که: «پدرم می‌گفت "اگر تصمیم داری کاری انجام بدهی، درست انجامش بده و اگر تصمیم داری هیچ کاری نکنی، هیچ کار نکن." و به نظر من این کلید همه‌ی مشکلات است.»

وی ادامه داد که: «به عبارت دیگر: "با همه‌ی وجود کار کن. اگر کاری انجام می‌دهی، با همه‌ی اعضا و همه‌ی توانت انجام بده. با قلبت، با بدنت و با روحت."»

2  کاربر از این پست مفید تشکر کرده اند. نمایش سپاس ها
کاربر چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆تعداد پست :4257
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 8323
چارلی مانگر

3 قانون موفقیت در اقتصاد

چارلی مانگر، شریك تجاری وارن بافت است كه حالا یكی از میلیاردرهای مشهور جهان محسوب می‌شود و به صورت مستقل سرمایه‌گذاری می‌كند. كتاب «چالری آلماناك بیچاره» او شهرت بسیاری داشته، توصیه‌های حرفه‌ای و شغلی جالبی دارد: «من 3 قانون برای خودم دارم، 3 قانون موفقیت، شاید نتوانید هر 3 را همزمان انجام دهید اما باید تلاش‌تان را بكنید. این 3 قانون اینگونه هستند:

- هیچ‌وقت چیزی را كه خودتان به عنوان خریدار آن را نمی‌خرید به دیگری نفروشید.

- هرگز برای كسی كه به او احترام نمی‌گذارید یا ستایش‌اش نمی‌كنید كار نكنید.

- فقط با كسانی كار كنید كه از كاركردن با آنها لذت می‌‌برید.»

این افراد موفق رازهایشان را تنها به شما می گویند!

این میلیاردر خودساخته كه برای رسیدن به ثروت بسیار تلاش كرده توصیه‌هایی هم درباره زندگی دارد: «سعی كنید هر روز كه از خواب بیدار می‌شوید كمی بهتر از قبل باشید و سعی كنید انسان بهتری باشید. به وظایف خودتان با دقت و از روی میل عمل كنید. سعی كنید قدم به قدم پیش بروید، لازم نیست كه خیلی سریع پیشرفت كنید، آرام‌آرام و باحوصله اما همیشه رو به جلو حركت كنید.» آخرین توصیه مانگر هم این است: «مهم‌ترین نكته این است كه با تغییرات زندگی كنید و به آنها عادت كنید. اگر قرار بود كه دنیا تغییر نكند من هنوز پول كمی داشتم و یك كارمند ساده بودم.»
یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆تعداد پست :4257
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 8323
اغلب دانشجویان یا حتی پدر و مادرها فکر می‌کنند اگر خیلی درس بخوانید و شاگرد اول باشید، بدون ردخور یک شغل عالی پیدا می‌کنید و حسابی پول درمی‌آورید. اما متاسفانه واقعیت طور دیگری‌ است. با اینکه بیشتر موقعیت‌های شغلی به مدرک نیاز دارند، اما معمولا کسی با نمره‌های شما کاری ندارد. وقتی که فارغ‌التحصیل می‌شوید، تنها چیزی که مهم است دانش و توانایی شما برای وارد شدن به بازارِ کار است. در واقع رفتن به دانشگاه برای این است که شخص تحصیل‌کرده‌ای به حساب بیایید، نه اینکه میلیاردر شوید. حتی رفتن به بهترین دانشگاه کشور هم برای این ممکن است باعث پولدار شدن شما شود که با آدم‌های بیشتری آشنا ‌می‌شوید. متاسفانه اکثر دانشجوها هیچ هدفی از چیزی که یاد می‌گیرند ندارند و بعد از چند سال تلاش و زحمت با یک تکه کاغذ، کلی هزینه و وام دانشجویی و بدون هیچ مهارت یا برنامه‌ای برای آینده از دانشگاه بیرون می‌آیند و حتی نمی‌توانند یک شغل معمولیِ متناسب با رشته‌ی تحصیلی‌شان پیدا کنند.
2  کاربر از این پست مفید تشکر کرده اند. نمایش سپاس ها
کاربر چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆تعداد پست :4257
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 8323
وقتی که شاگرداول‌‌ها حسابی به موضوعات غیرضروری چسبیده‌اند، معدل‌پایین‌ها کتاب‌های مفید می‌خوانند و هر روز با کلی آدم جدید آشنا می‌شوند. در زندگی واقعی، شناختن آدم‌های قدرتمند می‌تواند به اندازه‌ي توانایی ارتباط برقرار کردن، برای شغل شما مهم باشد.
2  کاربر از این پست مفید تشکر کرده اند. نمایش سپاس ها
کاربر پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆تعداد پست :13897
ارسال پیام خصوصیکاپ آشپزی کاپ قدمت 
avatar
سپاس شده  : 22815
خیلی باحال بودن
یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆تعداد پست :4257
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 8323
اینو یه نویسنده کتابهای تناسب اندام نوشته، به نظرم جالب اومد:
تونی گوین و مایک تایسون به اندازه بقیه افراد موفق روی کار خود مطالعه کردند. گوین ساعت‌ها وقت خود را صرف بررسی کار رقیبان خود کرده بود. الگوهای آنها را مطالعه می‌کرد. او ورزشکارترین فرد آن دوران نبود اما در کار خود، بیسبال، بهترین بود.

وقتی مردم به تایسون فکر می‌کنند، به قدرت او فکر می کنند. چیزی که اصلاً نمی‌بینند مطالعات اوست. هیچکس به اندازه مایک تایسون درمورد بوکس مطالعه نداشت. هیچکس به اندازه او فیلم بوکس تماشا نکرده بود. او اول یک دانش‌آموز بود بعد یک بوکسر.

این ورزشکاران حرفه‌ای فیلم تماشا می‌کردند، ما برای تکمیل کار و صنعت خودمان چه باید بکنیم؟

خودم را مثال می‌زنم. بیشتر کار من مربوط به نویسندگی و تناسب‌اندام است. به همین دلیل روی این دو موضوع مطالعه می‌کنم. کتاب‌هایی درمورد اینکه چطور می‌توانم نویسنده بهتری شوم و راه‌های ارتباط با خواننده مطالعه می‌کنم و کتاب‌های نویسنده‌هایی را می‌خوانم که از من بهتر هستند. اگر موضوع کارتان فروش است باید کتاب‌هایی در این زمینه بخوانید. اگر بازاریاب هستید، زمینه مطالعه‌تان باید همین باشد.
2  کاربر از این پست مفید تشکر کرده اند. نمایش سپاس ها
کاربر چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆تعداد پست :4257
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 8323
هر کسی دوست دارد همیشه و همه‌جا اول باشد اما گاهی بد نیست که آخر بود: آخرین در ناامید شدن؛ آخرین در ترک کار یا محلی؛ آخرین نفر در ادامه تلاش کردن و آخرین نفر در پایبندی به اصول و ارزش‌‌ها.

دنیای اطراف ما پر از افرادی است که خیلی زود جا می‌زنند. این دنیا پر از انسان‌هایی است که راحت ناامید می‌شوند. اما همیشه هستند انسان‌هایی که هوشمندتر هستند؛ استعداد بیشتری دارند؛ بهتر با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند و بهتر از ما خودشان را آماده می‌کنند. اما لزوما همیشه برنده نمی‌شوند؛ همیشه موفق نمی‌شوند.

همیشه به خودتان ایمان داشته باشید و آخرین نفری باشید که ناامید می‌شود.
2  کاربر از این پست مفید تشکر کرده اند. نمایش سپاس ها
کاربر پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆تعداد پست :5057
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت 
avatar
سپاس شده  : 9095
آفرین فرک جون خیلی باحال بود این پست ها
یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆تعداد پست :4257
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 8323
ری دالیو، موسس شرکت بریج و همکاران در ۲۰۱۳ به هافینگتون پست گفت: مراقبه بیش از هر چیز دیگری در زندگی‌‌‌‌‌‌ام، بزرگ ترین عامل تمام موفقیت‌‌‌هایی است که داشته‌ام. اگر چه، دالیو در این مورد تنها نیست. اپرا، راپرت مورداک، راسل سیمونز، آریانا هافینگتون، بیل فورد، و پادماسری واریور مراقبه را عامل بزرگی برای موفقیت‌شان به شمار آورده‌اند.

مراقبت از جسم و ذهن‌تان با آرامش، ورزش، تغذیه‌ی سالم، و خواب کافی روش‌هایی هستند که شانس موفقیت‌تان را افزایش می‌دهند.
یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆تعداد پست :4257
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 8323
رئیس‌جمهور اوباما، ریچارد برانسون، جک دورسی، لری شولتز، تیم کوک و مدیر عامل زیراکس، اورسیلا برنز، زود از خواب بیدار می شوند. چطور می توان این مسئله را به موفقیت‌شان نسبت داد؟ علت این است که آدم‌های سحر خیز با پاسخ دادن به ای‌میل‌های بقیه، ورزش و اختصاص دادن زمانی برای خود، قادرند زودتر از هر کس دیگری روزشان را آغاز کنند، در ضمن شاد‌تر و فعال‌تر هستند.
یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆تعداد پست :4257
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 8323
آدم‌های موفق، اهمیت شبکه‌‌های دوستان و همکاران را دریافته‌اند. در واقع، تحقیقات مشخص کرده‌اند شبکه‌سازی به عملکرد بهتر افراد در محل کار و افزایش شانس پیدا کردن کار می‌انجامد. شبکه‌سازی به نوآورتر بودن آدم‌های موفق کمک می‌کند. بر طبق اثر کلاسیک دیل کارنیگ “چطور دوستانی بیابیم و بر آدم‌ها نفوذ می‌کنیم” آدم‌های موفق به‌ندرت شکایت یا انتقاد می‌کنند. آن‌ها بی‌ریا هستند و سعی می‌کنند همدردی کنند.
یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆تعداد پست :4257
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 8323
“تفاوت بین آدم‌های موفق و ادم‌های واقعا موفق در این است که آدم‌های واقعا موفق تقریبا به حداکثر چیز‌ها نه می‌گویند”. وارن بافت

آدم‌های موفق دریافته‌اند که با گفتن نه به منفی‌بافی، کار اضافی، و فعالیت‌هایی که باعث هدر رفتن وقت می‌شود، می‌توانند به افزایش بهره‌وری‌شان کمک کنند. اگر پاسخشان به هر شخص یا کاری مثبت باشد، حواسشان پرت می‌شود و از عهده‌ی کارهایی که باید انجام دهند، بر نمی‌آیند.
یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆تعداد پست :4257
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 8323
آدم‌های موفق شب قبل فهرست کارهایی را که باید انجام دهند می‌نویسند تا بتوانند کارهای روز بعد را اولویت‌بندی کنند. فهرست‌هایشان را شماره‌گذاری می‌کنند تا مشخص کنند کدام کارها مهم‌تر هستند.
یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆تعداد پست :4257
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 8323
اهداف خود را تعیین و در ذهن مجسم می‌کنید
جوئل براون با تعدادی فرد موفق در مورد کارآفرینی مصاحبه کرد و دریافت “۹۵ درصد آدم‌های موفقی که با آن‌ها مصاحبه کرده ام، اهداف، برنامه‌ها یا تصورات‌شان در مورد موفقیت را طبق چارچوبی منظم می‌نویسند”. افراد موفق، این کار را شب قبل یا اول صبح انجام می‌دهند، به طوری که آماده‌ی رویارویی با چالش‌هایی هستند که در انتظارشان است.
یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆تعداد پست :4257
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 8323
پول‌تان را مدیریت وکنترل می‌کنید
آدم‌های موفق می‌دانند کجا هستند، زیرا قادرند به خوبی امور مالی‌شان را کنترل کنند. بدین‌معنا که پول‌شان را عاقلانه سرمایه‌گذاری می‌کنند، به دنبال فرصت‌های جدید هستند و برای مواقع ضروری پول پس‌انداز می‌کنند. سخاوت بیشتری دارند و به افراد نیازمند کمک می‌کنند. ۱۰۱ روش را در مقاله‌ای آورده‌ام تا بتوان مثل افراد ثروتمند، پول پس‌انداز کرد. به علاوه، متوجه شده‌ام که زندگی زناشویی‌ام ۱۰ برابر بهتر شده است و به اندازه‌ی مخارج یک سال در بانک پس‌انداز دارم. وقتی آخرین سرمایه‌گذاری تجاری‌ام با شکست مواجه شد، این پس‌انداز نجاتم داد.
ضرب‌المثل قدیمی داریم که فرصت همواره با شانس و مقدمات فراهم می‌شود. موفق‌ترین افراد همیشه آماده هستند و پذیرای موفقیت هستند. افراد موفق بر این باورند که شانس با آن‌ها است و معمولا همین‌طور است.
یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆تعداد پست :13897
ارسال پیام خصوصیکاپ آشپزی کاپ قدمت 
avatar
سپاس شده  : 22815
مرسی فرک خیلی جالب بودن
یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆تعداد پست :4257
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 8323

کاری که انجام می‌دهید برایتان مثل تفریح باشد و از آن لذت ببرید

همه ما حتما این تجربه را داشتیم که گاهی متوجه گذر زمان نمی شویم و وقتی نگاه مان به ساعت می افتد، از این که عقربه ساعت خیلی جلوتر از تصور ماست، تعجب می کنیم.

این احساس زمانی به سراغ ما می آید که از کاری لذت ببریم. اما درست وقتی که نگاه شما مدام به ساعت است و دلتان می خواهد زودتر از آن شرایط دور شوید، مطمئن باشید که آن کار برایتان خسته کننده است و این خستگی در طولانی مدت باعث خواهد شد بازدهی شما کم شود و کارایی لازم را نداشته باشید و دیگران از شما سبقت بگیرند، یا کارتان را از دست بدهید.

بیایید با هم دو حالت را بررسی کنیم؛ در حالت اول شغل یا رشته تحصیلی تان را دوست ندارید.

به همین دلیل به سختی از خواب بیدار می شوید و دلتان نمی خواهد به سراغ انجام‌ آن بروید. در طول روز احساس خستگی می کنید و فقط می خواهید از آن شرایط دور شوید.

در حالت دوم شما رشته تحصیلی یا شغل خود را با اشتیاق انتخاب کردید و به آن علاقه دارید اما حالا احساس می کنید آن را دوست ندارید یا این که برایتان خسته کننده شده است. دیگر خبری از آن شور و شوق اولیه نیست و با خود فکر می کنیدچرا با وجود علاقه ام به این کار، دوست ندارم سراغ انجام آن بروم؟

من کجای کار اشتباه کردم؟ شاید من این رشته یا شغل را دوست نداشتم !
خب راه حل چیست؟ آیا در این شرایط باید کار خود را تغییر دهیم و به سراغ کار یا رشته دیگری برویم؟

به نظر من دنبال کردن علایق در زندگی بسیار خوب است اما گاهی لازم است کمی واقع بین باشیم. گاهی شرایط به ما اجازه نمی دهد که شغل یا رشته خود را تغییر دهیم.

من خودم در حالت اول اگر شرایط فراهم باشد، شاید به دنبال شغل یا رشته دیگری بروم اما در حالت دوم، مطمئن هستم اشکال از کار یا رشته من نیست چون با اشتیاق آن را شروع کردم. پس دنبال علت می گردم و سعی می کنم انرژی اولیه ام را بر گردانم.

کنترل تلویزیون، ساعت یا وسایل مشابه شان را در نظر بگیرید. وقتی ما یک کنترل یا ساعت نو می خریم، به خوبی برایمان کار می کند اما بعد از مدتی مثل روز اول نیست و به سختی شبکه ها را جا به جا می کند یا عقربه اش به آرامی می چرخد و گاهی متوقف می شود.

خب در این وضعیت آیا ما به دنبال ساعت یا کنترل نو می رویم یا باطری آن ها را عوض می کنیم؟ در نود درصد مواقع ما باطری نو برای آن ها می خریم و دوباره مثل روز اول برایمان کار می کنند.

در مورد شرایطی هم که برای ما خسته کننده است، خوشبختانه راه هایی وجود دارد که به شما کمک می کند تا بتوانید از آن لذت بیش تری ببرید. یا به عبارت دیگر، شما نیاز به تجربه روش های جدیدی دارید تا رشته تحصیلی یا شغلتان را تبدیل به تفریح کنید.

» از دریچه نو به کار خود نگاه کنید «

گاهی احساس خستگی می کنیم چون کارهایمان را به صورت یکنواخت انجام می دهیم و تکرار باعث می شود از شرایط مان خسته شویم؛ بیش تر ما صبح زود از خواب بیدار می شویم، صبحانه می خوریم، لباس می پوشیم، سر کار یا کلاس درس می رویم، بدون هیچ تغییری بی حوصله کارمان را انجام می دهیم و دوباره به خانه بر می گردیم. انجام یکنواخت این کار باعث می شود تا احساس خستگی کنیم و لذت نبریم.

در این شرایط بهتر است از دریچه جدید نگاهی به شرایطمان بیاندازیم و کمی آن را تغییر دهیم تا لذت بخش شود‌.

منظور من تغییر شغل نیست بلکه می خواهم از تغییرات جزئی صحبت کنم که احساس خوبی را به ما منتقل می کند و باعث می شود از کارمان لذت بیش تری ببریم.

مثلا شما می توانید ایده جدیدی را در محل کارتان پیاده کنید‌؛ به عنوان مثال، طرح میز کارتان را تغییر دهید؛ روی آن برچسب های جذاب بچسبانید، گل مورد علاقه تان را آنجا بگذارید، اگر طراحی بلدید روی آن طرح بکشید، روی خودکار و مداد و وسایل دیگرتان چشم های فانتزی بچسبانید، عکس افراد مورد علاقه تان را در کشوی میزتان قرار دهید و در هنگام استراحت به آن نگاه کنید، شعری از شاعر مورد علاقه تان که شما را به وجد می آورد، جلوی چشم تان قرار دهید و غیره.

این مواردی که ذکر شد فقط برای ایده گرفتن بود. شما با توجه به موقعیتتان می توانید تغییر دلخواه تان را ایجاد کنید. این تغییرات به ظاهر کوچک می تواند روحیه شما را به شکل قابل توجهی تغییر دهد.

شرایط کاری و درسی تان را در نظر بگیرید و به دنبال یک ایده مناسب باشید که شما را به وجد می آورد و به شما انرژی منتقل می کنداگر حتی کمی اهل نوشتن هم باشید، می توانید در دفتر شخصی تان شروع به نوشتن داستانی کنید که شخصیت اصلی این داستان همکاران، رئیس یا همکلاسی هایتان هستند.

هر روز اتفاقات آن روز را به خاطر بسپارید و وقتی فرصت استراحت داشتید، داستان آن روز را بنویسید.

علاوه بر این ها، کیفیت رابطه شما با اطرافیانتان در محیط درس یا کار تاثیر چشم گیری در حال روحی شما دارد. افرادی که خونگرم تر هستند، با دیگران ارتباط بهتری برقرار می کنند و همراه آن ها می خندند، لذت بیش تری از کار خود می برند.

سعی کنید به دنبال برقراری ارتباط سالم با همکاران شاد و مثبت خود باشید و در لحظاتی که مجبور هستید در محل کار خود وقت صرف کنید، خاطرات خوبی بسازید.در وقت استراحت خود می توانید با همکاران خود خاطره تعریف کنید یا پیاده روی کوتاهی داشته باشید.

در هر وضعیتی که قرار دارید حتما راهی برای تغییر و پیاده کردن یک ایده جذاب وجود دارد.

همچنین شما باید مراقب افکارتان باشید و با منفی نگری یا حسادت نسبت به دیگران و یا ترس از دست دادن موقعیت فعلی تان، شرایط سختی برای خود نسازید و اجازه دهید افکار مثبت، خوش قلبی و مهربانی شما را به جلو حرکت دهد.

به دنبال تغییر خود یا محیطی که در آن کار می کنید، باشید هر چند این تغییر خیلی جزئی به نظر برسد. گاهی همین تغییرات هر چند کوچک انرژی زیادی به ما منتقل کرده و خستگی را دورمی کنند.

 

ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۲۴/۴/۱۳۹۷   ۱۱:۵۹
یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆تعداد پست :4257
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 8323

چرا مردم موفق می شوند؟ آیا باهوش بودن یا خوش شانس بودن دلیل موفقیت این افراد است؟ »ریچارد سنت جان« هیچ یک از این دو عامل را دلیل موفقیت نمی داند. در حقیقت این سخنران، موفقیت را در زمان انجام کاری که به آن عشق میورزید، به دست آورده است.
او بیش از یک دهه از عمرش را به مطالعه، بررسی و تحلیل داستان های موفقیت افراد مختلف گذرانده است. حاصل فعالیتهای گسترده او در هشت کلمه جادویی، سه دقیقه شگفت انگیز و یک کتاب موفق خالصه می شود

ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۲۴/۴/۱۳۹۷   ۱۲:۳۴
یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆تعداد پست :4257
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 8323

1 -اشتیاق؛ انگیزه ما برای طی مسیر
نخستین عامل موفقیت، اشتیاق است. »فریمن توماس«، طراح اتومبیل شرکت دایملر کرایسلر، اشتیاق را عامل انگیزه بخش و هدایتگر خود برای رسیدن به موفقیت می داند؛ پس افراد موفق کاری را انجام می دهند که به آن عشق می ورزند و تنها کسب درآمد به آنها انگیزه بیشتر نمی دهد. نکته جالب اینجاست که اگر کاری را با علاقه انجام دهید، پول و درآمد هم خود به خود به دست می آید.
2 -کار برایتان مثل تفریح باشد
دومین عامل، کار و تلاش است. »روپرت مورداک«، مدیرعامل سرشناس چندین شرکت بزرگ و موفق و یکی از غول های رسانه ای جهان، کار و تلاش را عامل ضروری موفقیت می داند. به گفته او، هیچ چیز آسان به دست نمی آید و کار و تلاش هم به نوبه خود مفرح و سرگرم کننده است.
درست شنیدید روپرت مورداک معروف، کار و تلاش را سرگرم کننده می داند؛ پس افراد موفق کار کردن را نوعی تفریح میدانند و سخت برای آن تلاش می کنند. در حقیقت این افراد معتاد کار نیستند و واقعا از کار و تلاش خود لذت می برند.

ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۲۴/۴/۱۳۹۷   ۱۲:۳۵
یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆تعداد پست :4257
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 8323

3 -تمرین مداوم و دیگر هیچ
»الکس گاردا«، مدیرعامل یکی از شرکت های موفق تولید کننده بازی های رایانه ای، تمرین و ارتقای مهارت را راز موفقیت می داند. به نظر او موفق شدن عجیب و وابسته به یک فرمول جادویی نیست و تنها نیازمند تمرین و تمرین و تمرین است.
4-تمرکز بر هدف واحد
عامل بعدی تمرکز است. »نورمن جویسن«، فیلمساز معتقد است برای موفق شدن باید تنها بر روی یک هدف تمرکز کرد.
5 -اراده ترغیب کننده
حال نوبت به اراده می رسد. »دیوید گالو«، دانشمند علوم دریایی، اراده جسمی و روحی را یکی از عوامل مهم موفقیت میداند و بسیار بر توجه به آن تاکید می کند. افراد موفق با اراده قوی خود اعتماد به نفس را در وجودشان به وجود می آورند و خود را از تردید و خجالت رها می کنند.
»گلدی هاون«، بازیگر معروف آمریکایی، اعتراف می کند که در ابتدا نسبت به خود و توانایی هایش دچار شک و تردید بود و خود را به اندازه کافی باهوش و خوب تصور نمی کرد. او فکر می کرد که هرگز موفق نخواهد شد؛ البته ترغیب خود و ایجاد اراده همیشه چندان هم آسان نیست.
مادرها همیشه منبع خوبی برای ایجاد انگیزه، اراده و پشتکار هستند. »فرانک گری« که معماری موفق و شناخته شده است، مادرش را عامل ایجاد انگیزه و اراده در خود می داند.

ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۲۴/۴/۱۳۹۷   ۱۲:۳۶
یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
صفحه مورد نظر
برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع بعد »
زیربخش
«  موضوع قبل
دریافت آخرین مطالب زیباکده از طریق ایمیل
زیباکده