خانه
354K

کافه نویسندگان

  • ۱۷:۴۱   ۱۳۹۹/۱۱/۱۱
    avatar
    کاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26879 |15841 پست
    مهرنوش :از قسمت مبارزش که واقعا عالی بود که بگذریم 2 تا موضوع می مونه، یکی نگارش که خوب بود و فقط چند تا چیز هست که اینجا می نویسم
    دوم منطقش که صخبت می کنم.
    اول موضوعات نگارشی:
    قطعا حسابی روشون حساب کرده --> تکرار حساب
    یکی دیگه هم بود که الان هر چی می گردم پیداش نمی کنم
    حالا موضوعات منطقی:
    اول اینکه من هر چی فکر می کنم احساس نمی کنم که سوختن لیتور اونقدر ها هم برای شینتا مهم باشه چون در این صورت سربازان لابر که کمتر از نصف تعداد افراد شینتا هستند و عمدتا اسب هاشون رو هم از دست دادن در خطر مرگ قطعی قرار می گیرن مگر اینکه بجای آتش زدن کشتی ها و بندرگاه همگی با هم فرار می کردند.
    دوم اینکه از نظر شینتا، لابر چه انگیزه ای برای طرح این پیشنهاد داشت؟ بالاخره اونها باید تحلیل می کردند که لابر چی می خواد با این ریسک بدست بیاره که بهتر بود تو داستان بهش اشاره بشه
    سوم اینکه با توجه به شخصیت پردازی اولیه ی ما شینتا باید خیلی باهوش می بود و مثلا اگز دایسوکه پیشنهاد مبارزه مجدد رو بخاطر شرافت می پذیرفت، بعیده که شینتای باهوش با پهلوی پاره شده چنین شانسی به زقیبش بده!
    چهارم اینکه با توجه به کشته شدن ناکامورا من فکر می کردم که وزنه ی ارتش باسمن ها به سمت شینتا متمایل بشه و با حذف همزمان این 2 مغز متفکر ممکنه باسمن ها تا جایی تضعیف بشن که از جذابیت باقی داستان کم کنه، مگر اینکه نوشان جون با یک ایده ی باورپذیر و باحال دوباره به بازی برگردونه
    آخرین مورد هم اینکه وقتی کشتی های کمکی لنگرگاه رو آتیش زدن، عملا دیگه هیچ راه چاره ای برای باسمن ها نذاشتن که با تعداد و مهارت خیلی بیشتر به باقیمانده ارتش متحد حمله کنن، برای این موضوع چه فکری کردیم؟

    ممنون مهرنوش.

    ببین من برداشتم اینطوریه که پیاده نظام همراه شینتا به هر حال آسیب پذیره و ریسک حرکت از کشوری که هنوز اصلا خاکش درگیر جنگ نشده رو نمیکنه. بخصوص که خیلی عجله هم دارن و نمیتونن خیلی مراقب باشن.

    پس میمونه یا اسکله یا خاک ریورزلند. الان اونا 30 هزار پیاده هستن و میتونیم فرض کنیم 10 هزار اسب اینا فرار کرده. اما خوب گرداوری بخشی ازین اسب ها یا اضافه کردن اسب به نیروهایی که حضور دارن در حالی که ارتش متحد هنوز ضعیف نشده، خیلی سخت نیست و اگه اونا بخوان پیاده و با عجله از ریورزلند برن، هر شب کابوس حمله سواره نظام خیلی چابک رو دارن و شاید قبل از مقصد نصف بشن یا حتی بدتر.

    البته سناریوی عالی جلوی پای شینتا نیست. این درگیری هم پرریسکه و حفظ لیتور هم براشون همه مشکلات رو حل نمیکنه اما اگه لابر رو بکشه و ارتشش رو متلاشی کنه اینقدر خوشنام میشه که ضربه بعدی رو بتونه دفع کنه و ضربه سنگینی برای جبهه متحد باشه.

    اینکه حدس شینتا در مورد دلیل وقت کشی لابر چیه رو درست میگی اضافه میکنم امشب.

    در مورد مبارزه مجدد هم که شینتا همونطور که گفتی گولش رو نخورد. فقط از خنده روده بر شد و بهش گفت باشه سرت رو قطع نمیکنم، قلبت رو میشکافم. اما جادوگر دیگه از راه رسید و نتونست اینکارو بکنه. لابر فقط لحظاتی وقت خرید که حالا تو این داستان حماسی به کارش اومد و به زندگی برگشت. ولی شینتا بهش اجازه نداد و نمیداد که از جاش بلند شه.

    الان اونا شینتا رو اسیر کردن و چون ما تو داستانمون اسیر خیلی مهم و طولانی نداشتیم که سرنوشت داستان رو تغییر بده این به فکرم رسید. شاید این اتفاق باعث بشه که تکاما شخصا بیاد تو محل درگیری و به جذابیت داستان و قدرت باسمن ها افزوده بشه. باز باید همفکری هم بکنیم.

  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2021 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان