آموزش ترکیب رنگ مو
کپی لینک با موفقیت انجام شد
تعداد بازدید : 88904
آخرین پست تاپیک : ۱۳:۴۷   ۱۳۹۶/۱۱/۳۰
صفحه مورد نظر

کافه نویسندگان

به اشتراک گذاری در تگرام
کاربر پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆تعداد پست :39309
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت 
avatar
سپاس شده  : 19563
سلام بچه هو خوبین من چندروز نبودم . الان داستانو میخونم ببینم چیکار کردین
یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر سه ستاره ⋆⋆⋆تعداد پست :3746
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 7540
توی داستان نوشتم "ندای درونی" خودم از خنده مرده بودم ببین بهزاد با واژه ها چه میکنی کلا مفاهیم عوض میشه
بدویید بیاید بنویسید.
2  کاربر از این پست مفید تشکر کرده اند. نمایش سپاس ها
کاربر پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆تعداد پست :39309
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت 
avatar
سپاس شده  : 19563
الان دقیقا این دوتا چندسالشونه؟سعید تازه دانشگاه قبول شده یعنی ۱۸ سالشه . غزل مانتوی زمان پیش دانشگاهیش که مال چندسال پیش بوده رو درآورده بیرون .
یعنی الان سعید ۱۸ داره و چندسال پیش غزل ۱۸ سالش بوده
یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆تعداد پست :39309
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت 
avatar
سپاس شده  : 19563
من میگم بیاین سعید رو وارده کارهای خلاف کنیم. نظرتون چیه؟
کاربر پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆تعداد پست :13500
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ آشپزی 
avatar
سپاس شده  : 22222
زیباکده
رهام💝دنیز💖 : 
الان دقیقا این دوتا چندسالشونه؟سعید تازه دانشگاه قبول شده یعنی ۱۸ سالشه . غزل مانتوی زمان پیش دانشگاهیش که مال چندسال پیش بوده رو درآورده بیرون .
یعنی الان سعید ۱۸ داره و چندسال پیش غزل ۱۸ سالش بوده
زیباکده

من احساس نکردم که سعید بچه مدرسه ای بوده و بلافاصله دانشگاه قبول شده باشه. البته هر سنی که خودمون دوست داریم داشتن. اما چون سعید کار میکرده اونجا قطعا بچه مدرسه ای نبوده و احتمالا جفتشون به 22، 3 ساله میخورن. باز هر جور دوست داشتیم.

یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆تعداد پست :13500
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ آشپزی 
avatar
سپاس شده  : 22222
زیباکده
رهام💝دنیز💖 : 
من میگم بیاین سعید رو وارده کارهای خلاف کنیم. نظرتون چیه؟
زیباکده

نمیدونم یعنی چه جور خلاف کاری؟ 

یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆تعداد پست :39309
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت 
avatar
سپاس شده  : 19563
حالا هر نوعش . کلا سعید زیاد ادم درستی که نیست . حالا نوعش تو داستان معلوم کنیم ببینم چی پیش میاد
یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر یک ستاره ⋆تعداد پست :1077
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت 
avatar
سپاس شده  : 2385

بچه ها انقد به رابطه غزل به سعید گیر ندید داستان اصلا عوض شد قرار نبود عشقولانه بنویسیم چرا راجع به پدرام و خونه شو زندگی تو روستا نمی نویسید؟

ویرایش شده توسط نوشان در تاریخ ۱/۵/۱۳۹۶   ۰۸:۵۷
2  کاربر از این پست مفید تشکر کرده اند. نمایش سپاس ها
کاربر سه ستاره ⋆⋆⋆تعداد پست :3746
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 7540
سلام توی ذهن من غزل حدودا بیست سالشه اما سعید بعد از مدرسه رفته سربازی و بعدشم سر کار و حدودا سه چهار سالی از غزل بزرگتره.
نوشان به نظرم چون تو پیشنهاد روستا رو دادی اتفاقات توی روستا رو خودت شروع کن تا ما دستمون بیاد و دنبالت بیایم. منم موافقم داستان روستا رو هم کنار اتفاقاتی که برای غزل میفته جلو ببریم. مثلا داستان عمو پدرام هنوز مجهوله. در ضمن روستاییها چه جوری وارد داستان میشن و چه مشکلاتی به وجود میارن و کسی که ایده داره بنویسه
2  کاربر از این پست مفید تشکر کرده اند. نمایش سپاس ها
کاربر پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆تعداد پست :13500
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ آشپزی 
avatar
سپاس شده  : 22222
زیباکده
نوشان : 

بچه ها انقد به رابطه غزل به سعید گیر ندید داستان اصلا عوض شد قرار نبود عشقولانه بنویسیم چرا راجع به پدرام و خونه شو زندگی تو روستا نمی نویسید؟

زیباکده

نمیدونم تو همه متن هایی که از اول نوشتیم سعید نقش پررنگی داشت. حالا اگه قراره اون نقش کمرنگی تو داستان داشته باشه، خودمون باید کمرنگش کنیم دیگه. مثلا این غزل اصلا تو فکر نیست که یهو یه مشکلی تو روستا پیش میاد و ... 

حالا سعیدم ازونور مشکلات خودش رو به وجود میاره. در واقع چالش ها. خوب بیاید بنویسید دیگه ...

یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆تعداد پست :13500
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ آشپزی 
avatar
سپاس شده  : 22222
حالا چی میشه؟!
یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر سه ستاره ⋆⋆⋆تعداد پست :3746
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 7540
زیباکده
بهزاد لابی : 
حالا چی میشه؟!
زیباکده

شماها بگین چی شده و چی میشه!!!

2  کاربر از این پست مفید تشکر کرده اند. نمایش سپاس ها
کاربر پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆تعداد پست :13500
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ آشپزی 
avatar
سپاس شده  : 22222
نویسنده های عزیز کجااااایییید؟!
خوب من یه حالت رمز آلودی به روستا اضافه کردم. حالا میتونیم مث سریال های جدید که چند داستان رو همزمان تو یه اپیزود پیش میبرن، ما هم داستان خصوصی غزل رو پیش ببریم، هم داستان روستا رو و هم سعید رو پیگیری کنیم تا جایی که اصلا شاید بیاد سمت غزل و داستانشون یکی بشه و مشکلات خودشونم داشته باشن
2  کاربر از این پست مفید تشکر کرده اند. نمایش سپاس ها
کاربر پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆تعداد پست :39309
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت 
avatar
سپاس شده  : 19563
زیباکده
نوشان : 

بچه ها انقد به رابطه غزل به سعید گیر ندید داستان اصلا عوض شد قرار نبود عشقولانه بنویسیم چرا راجع به پدرام و خونه شو زندگی تو روستا نمی نویسید؟

زیباکده

قرار هم نبود از زندگی توی روستا بنویسیم چون موضوع داستان اصلا مشخص نشد و قرار شد ببینیم چی پیش میاد . با این حال هم موضوع توی روستا داریم هم یه درگیریه فکری به خاطره اون خونه ی سعید تو شهر داریم . شاید سعید هم توی مشکلاتی ک توی ده میاد دخیل باسه .

کامل درگیره روستا بشیم سعید از دور خارج میشه

یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆تعداد پست :4645
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت 
avatar
سپاس شده  : 8455
سلام بچه ها من برگشتم ولی امروز روز اول هست که از مسافرت برگشتم و کلی کار ریخته سرم تو شرکت، آخر وقت یا فردا داستان رو می خونم
3  کاربر از این پست مفید تشکر کرده اند. نمایش سپاس ها
کاربر سه ستاره ⋆⋆⋆تعداد پست :3746
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 7540
خوش اومدی
ولی زود باش مهرنوش جون
2  کاربر از این پست مفید تشکر کرده اند. نمایش سپاس ها
کاربر پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆تعداد پست :13500
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ آشپزی 
avatar
سپاس شده  : 22222
من یه قسمت دیگه نوشتم. بشتابید، بشتابید
یک کاربر از این پست مفید تشکر کرده است. نمایش سپاس ها
کاربر سه ستاره ⋆⋆⋆تعداد پست :3746
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 7540
منم نوشتم
کاربر پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆تعداد پست :39309
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت 
avatar
سپاس شده  : 19563
بچه ها چرا خدیجه رو کشتید 😏😏
من کار داشتم باهاش
کاربر سه ستاره ⋆⋆⋆تعداد پست :3746
ارسال پیام خصوصیکاپ قدمت کاپ عکاس برتر 
avatar
سپاس شده  : 7540

برداشت زعفران

کافه نویسندگان کافه نویسندگان

ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۱۰/۵/۱۳۹۶   ۱۰:۳۷
صفحه مورد نظر
برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع بعد »
زیربخش
«  موضوع قبل
دریافت آخرین مطالب زیباکده از طریق ایمیل
زیباکده