خانه
172K

النا: موهبت الهی (خاطرات و عکسهای النا)

  • ۲۳:۱۵   ۱۳۹۲/۴/۱۵
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|15007 |7040 پست
    دخترم...عشــــــــــــــــــــقم ...زندگی ام

    میخام خاطراتت رو اینجا بنویسم تا هم خودم یادم نره و هم تو بدونی که چه وروجکی بودی و هستی
  • leftPublish
  • ۰۰:۱۰   ۱۳۹۲/۹/۲۸
    avatar
    الهه(مامان النا)
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|15007 |7040 پست
     فعالیت های هنری دخترم که فقط به آب میوه گرفتم و کیک درست کردن خلاصه نمیشه .....

    این شله زردم هنر دخترمه ..... گوشه سمت راست اسمش رو نوشته و سمت چپم مثلا خورشید بود ..


    النا: موهبت الهی (خاطرات و عکسهای النا)
  • ۰۰:۱۲   ۱۳۹۲/۹/۲۸
    avatar
    الهه(مامان النا)
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|15007 |7040 پست
     هرگونه کپی برداری پیگرد قانونی دارد

    نگین نگفتی !!!!
    النا: موهبت الهی (خاطرات و عکسهای النا)
  • ۰۱:۰۳   ۱۳۹۲/۹/۲۸
    avatar
    الهه(مامان النا)
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|15007 |7040 پست
    دو هفته پیش بین النا و بابا یوسف اختلاف خانوادگی پیش اومد ..اونم از نوع حادش و بابا یوسف با النا قهر کرد

    النا خیلی قهر بابا یوسف براش گرون تموم شد و از طرفی چون خیلی بی رانگ تشریف دارن نمیخواست یه کلمه بگه بخشین

    تو تاریکی 45 دقیقه با خودش بلند بلند حرف زد و مثلا درد دل کرد که ای داد و ای فع=غان بابا یوسف با من قهره
    منم تو تاریکی هر چی اون میگفت رو مینوشتم

    این حرفهای الناست:

    من دیگه کیو دارم؟
    من دیگه هیچ کیو ندارم

    من کیو داشته باشم؟؟
    خودمم میدونم هیچ کیو ندارم

    همش باید دونه دونه گریه کنم
    من فقط یه بابای خوب داشتم اونم باهام قهره

    فقط یه دختر خوشگل بدنیا اوردن و اسمشو النا گذاشتن
    من همیشه باید ناراحت باشم آخه چرا باید همیشه ناراحت باشم

    من با خودمم گفتم باید همش ناراحت باشم
    بابام باهام قهر کرده

    من یه بابا یوسف داشتم اونم باهام قهر کرده
    من دیگه از عشقشم

    من دیگه نمیدونم
    دیگه دوستم نداره

    باید گریه کنم آخه چرا *دو بار
    من ناراحتم که گریه میکنم ..آخه چرا

    فکر کنم خوشحالن که من گریه می کنم؟؟
    بابام منو دوست نداره

    آخه چرا هیچ کی منو دوست نداره
    بابا ، مامان ، هیچکی منو دوست نداره

    فقط منو بدنیا آوردن اما دوستمم ندارن
    من چند تا بابا که ندارم

    باید همش گریه کنم ..آخه این خوشحالیه؟؟
    بابامو دوست دارم ولی اون منو دوست نداره

    من به عشق اونم
    من فقط یه بابا میخام که یوسفه

    دو تا بابا نمیخام که، 7 تا ، 8تا ، 9 تا ، 3 تا بابا که نمیخام
    فقط یکی میخام که اونم منو دوست نداره

    چیکار کنم هیچکی منو دوست نداره
    من باید بشینم زمین و گریه کنم

    وظیفه دارم بشینم و گریه کنم همش
    هیچکی منو نمیخاد

    تو اصلا منو دوست نداری
    دیگه الان چون دوستم نداری باید گریه کنم

    روتم بهم نیست ( بابا یوسف پشتش رو به النا کرده بود)
    هم دوستم نداری هم روت بهم نیست

    آخه من چیکار کنم؟
    باید گریه کنم

    خدایا!!!! الان من کیو داشته باشم؟؟؟؟
    من فقط وظیفه امه گریه کنم

    نمی تونم بخوابم
    اونم پشتش به منه و...


    خلاصه 45 دقیقه حرف زد اما یک کلمه ببخشید نگفت
  • ۱۱:۳۱   ۱۳۹۲/۱۰/۵
    avatar
    الهه(مامان النا)
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|15007 |7040 پست
    دیروز داشتم شیرینی درست میکردم که النا هم منو از موهبت کمکش محروم نکرد
    خلاصه حدود یک سوم خمیر رو زرد کردم و دادم دستش و یادش دادم رو تخته گوشت چطوری قالب بزنه خمیرا رو
    کار النا که تموم شد با خمیرهای خودم شروع کردم به ساختن شیرینی که النا گیر داده بود بـــــــــــــــــــــــاید کمکت کنم

    منم عصبانی شدم و گفتم اصلا نمیذارم ...بس کن النا

    النا: : حالا که اینطوری شد منم از اینجا میرم کشور ایران و دیگه هم بر نمیگردم

    من:
  • ۱۱:۳۹   ۱۳۹۲/۱۰/۵
    avatar
    مامان مانیا
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|20254 |8895 پست
    واسه النا کوچولوی دپرس شده...خب راست میگه الهه جون بذار کمکت کنه
  • leftPublish
  • ۱۴:۴۱   ۱۳۹۲/۱۰/۵
    avatar
    سولماز
    یک ستاره ⋆|836 |1199 پست
    هههههه....آخی عزیزم...
    الهه جون نگفته بودی ایران زندگی نمی کنین!
  • ۱۵:۱۰   ۱۳۹۲/۱۰/۵
    avatar
    الهه(مامان النا)
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|15007 |7040 پست
    نه سولماز جون النا توهم زده اون ور دنیا زندگی میکنه ههههه
  • ۱۵:۱۸   ۱۳۹۲/۱۰/۵
    avatar
    سولماز
    یک ستاره ⋆|836 |1199 پست
    خخخخخ...ای جانم....چه اشکالی داره..بچه از الان بلند پرواز و ایده آل گراست...آفرین خاله جونی...
  • ۱۷:۱۰   ۱۳۹۲/۱۰/۹
    avatar
    آشفته
    کاربر جديد|7 |27 پست
    خخخ الاهه
  • ۲۰:۴۱   ۱۳۹۲/۱۰/۹
    avatar
    پاییز
    کاربر فعال|67 |276 پست
    سلام ماملن النا دخمل نازی داری
    دخمر من هم خخخخخخخخخخخخخخخخیلی نازه
    من 30 سالمه دو تا دخمر دارم 7 ساله و8 ماهه
  • leftPublish
  • ۰۰:۵۱   ۱۳۹۲/۱۰/۱۰
    avatar
    الهه(مامان النا)
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|15007 |7040 پست
     شیره مالیدن از نوع النایی.....

    دو روز پیش با النا رفته بودم بانک .. وقتی اومدیم گفت : مامان یه بستنی برام میگیری برم خونه بخورم ...

    دلم براش سوخت ..آخه این چند وقته همش مریض بوده و یادم نمیاد کی بستنی خورده طفلک

    براش خریدم و اومد خونه و با چنان ذوقی تا تهش رو خورد ....

    دیروز زنگ زدم خونه مامان یوسف و النا هم گوشی رو گرفت تا با عمه اش صحبت کنه ....

    با هر دو تا عمه اش صحبت کرد و برای جفتشون هم تعریف کرد که بدانید و آگاه باشید من دیروز بستنی خوردم

    قرار شد همون موقع راه بیافتیم و بریم خونه مامان یوسف ...

    سر کوچه شون که رسیدیم النا با لحن خیلی قاطعانه و مودبانه ای گفت : مامان الهه من هم به عمه محیا ، هم به عمه مریم گفتم که من دیروز بستنی خوردم ... نکنه دلشون بخاد ...بریم یه بستنی بخریم

    من:

    الــــــــــــــــــــــــــــــــهی قربونت برم که هوس بستنی کردی و داری سر منو شیره میمالی

  • ۰۱:۰۲   ۱۳۹۲/۱۰/۱۰
    avatar
    یاس
    کاربر فعال|218 |388 پست
    الهه جونم خدا بهت ببخشه النا رو واقعا این بچه ها موهبتهای خدا ی مهربون هستن و شما هم اینفدر خاطرات النا رو شیرین و جذاب تعریف میکنی که من هر وقت به سایت سر بزنم مثل یک سریال خاطراتت با النا رو دنبال میکنم
  • ۰۱:۰۵   ۱۳۹۲/۱۰/۱۰
    avatar
    حسام صدریکاپ قدمت 
    دو ستاره ⋆⋆|1297 |2906 پست
    خداحفظش کنه انشاالله
  • ۰۱:۰۶   ۱۳۹۲/۱۰/۱۰
    avatar
    الهه(مامان النا)
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|15007 |7040 پست
    در موهبت بودن بچه ها که شکی نیست عزیزم ....

    راستی النا یه اسم عبری هست و معنی اش هم موهبت الهی ، هر آنچه خدا عطا کرده هستش
  • ۰۱:۲۰   ۱۳۹۲/۱۰/۱۰
    avatar
    الهه(مامان النا)
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|15007 |7040 پست
     گفته بودم دخترم یه پا کدبانو هستش و از هر انگشتش یه هنر میباره .....

    هههه یاد اون مثل قربون دست و پای بلوریت افتادم هههههه

    تو کتاب النا نوشته بود برای افزایش خلاقیت بچه ها یه مقدار آرد و نمک و آب رو قاطی کنین و اجازه بدین بچه خودش خمیر درست کنه و با خمیرش شکل بسازه ...
    به النا گفتم بیا همچین کاری کنیم

    النا : مامان این کارا خوب نیست بیا شیرینی درست کنیم

    مامان الهه هم حســـــــــــــــــــــــــــــاس ...فوری قبول کردم

    اینم دخترمه داره برام شکر پیمونه میکنه ...

    عزیزمه ....
    النا: موهبت الهی (خاطرات و عکسهای النا)
  • ۰۱:۲۸   ۱۳۹۲/۱۰/۱۰
    avatar
    حسام صدریکاپ قدمت 
    دو ستاره ⋆⋆|1297 |2906 پست
    الهه اینطوری که این خانم کوچولو داره پیش میره فک کنم یکی دوسال دیگه دست تورو ازپشت ببنده.
  • ۱۸:۰۳   ۱۳۹۲/۱۰/۱۲
    avatar
    نسیم جوون
    یک ستاره ⋆|544 |1149 پست
    عزیزم
    چه تکنیکی هم زده....دلشون بستنی بخواد!
  • ۲۳:۳۲   ۱۳۹۲/۱۰/۱۲
    avatar
    saba biology
    چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆|6343 |4258 پست
    وای خداااا
    چقدرم با دقت پیمونه میکنه...!
  • ۲۱:۰۳   ۱۳۹۲/۱۰/۱۳
    avatar
    سولماز
    یک ستاره ⋆|836 |1199 پست
    آخی!عزیزم
    یه پسر هم نداریم که.....
  • ۱۰:۳۲   ۱۳۹۲/۱۰/۱۴
    avatar
    مروارید
    یک ستاره ⋆|399 |1307 پست
    چ دخمل نازی داری عزیززززززززززززززززززززززززم، دلم خواستش
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان