خانه
21.8K

تازه های فیلم و سریال

  • ۱۱:۱۴   ۱۳۹۲/۵/۲۱
    avatar
    کاربر فعال|91 |320 پست

    به ضرس قاطع مي‌گفتم «دودكش» موفق می‌شود / اولين گفت وگوی مفصل با هومن برق نورد كه موفق‌ترین بازیگر مجموعه‌های تلویزیونی ماه رمضان بود


    محمد صادق شايسته: در سال هاي اخير كمتر بازيگري را مي توانيد پيدا كنيد كه در كمتر از يك سال با سه سريال مختلف طعم موفقيت را تمام و كمال بچشد. هومن برق نورد يكي از همان معدود بازيگران است. پاييز 91 برق نورد حسابي در كمدي «دزد و پليس» تركاند، بعد با سريال درام «زمانه» زمستان موفقي را پشت سر گذاشت و حالا در رمضان 92 با كمدي «دودكش» يك بار ديگر طعم موفقيت را چشيده است. فيروز «دودكش» خوب موقعي به تور محمد حسين لطيفي خورد. لطيفي كه مي خواست بعد از مدت ها دوري از تلويزيون با يك كار آبرومند دوباره كنار مخاطبان قرار بگيرد انتخاب درستي كرد. كافي است كمي به اطرافتان نگاه كنيد تا ببينيد تكه كلام هايي فيروز مثل «آمپاس»، «قمپز»، «انقولت» و «ضرس قاطع» چقدر بين مردم جا افتاده است و قطعا اگر شخصيت يا سريالي جاي خودش را بين مخاطبان به دست نياورده باشد در بين آن ها هم بازخورد نخواهد داشت. موفقيت دوباره اين سريال بهانه خوبي بود تا به سراغ برق نورد برويم و درباره «دودكش» با او گپ بزنيم كه در ادامه مي خوانيد.

    محمد حسين لطيفي پس از مدت ها با دودكش دوباره به تلويزيون برگشته است. قبل از جدايي لطيفي از تلويزيون او هميشه به سخت گيري و وسواس زياد در كار معروف بود. حالا پس از چند سال بازگشت در تجربه اي كه شما براي اولين بار با اين كارگردان داشتيد باز هم سخت گيري هاي معروفش را ديديد؟

    آقاي لطيفي هر چقدر هم سخت گير و وسواسي باشد به پاي من نمي رسد. اتفاقا در سخت گيري و وسواس خودم سرآمدم و نمي گذارم هيچ چيزي از زير دستم در برود. جديت و وسواس آقاي لطيفي را سر اين كار ديدم ولي اين جديت در خصوص من نبود چون آقاي لطيفي خودش مي ديد كه من سر كار آخر جدي بودنم. هميشه به اين معتقد بودم كه يا كاري رو نبايد كرد يا اگر تصميم به انجامش گرفته شد بايد به نحو احسنت انجامش داد. به همين دليل هم سر كار خيلي جدي هستم، حتي گاهي اخلاقم تند مي شود ولي همه اين ها دليلش اين است كه از جدي بودن در كار نتيجه خوبي گرفته ام.


    بعد از تجربه با سعيد آقاخاني و حسن فتحي در كمتر از يك سال تجربه كار با محمد حسين لطيفي را هم پيدا كرديد. از نظر هومن برق نورد ويژگي خاص كارگرداني لطيفي چيست؟

    از نظر اخلاقي كه نمي توانم او را توضيح دهم فقط مي توانم بگويم در طول كار با يك آدم بسيار محترم و وارسته و بزرگ رو به رو بودم. هر چند قبلا تعريف هاي زيادي در مورد خصوصيات اخلاقي او شنيده بودم و در اين مورد شكي نداشتم ولي در اين كار از نزديك آن تعريف ها را لمس كردم و فهميدم همه آن ها درست بوده. اما در زمينه كاري بزرگترين ويژگي لطيفي اين است كه بازيگر را خسته نمي كند. كاملا دكوپاژ دارد، خب بعضي كارگردان ها دكوپاژشان را روي كاغذ مي آورند و بعضي هم آنقدر ذهنشان آماده است كه در صحنه دكوپاژ را انجام مي دهند. آقاي لطيفي هميشه دكوپاژ دارد. اين ويژگي باعث مي شود بازيگر وقتي داخل صحنه مي آيد بداند قرار است چه اتفاقي بيفتد. بسياري از كارگردان ها يك نما را به ده شكل لانگ شات و مديوم شات و كلوزآپ و از بالا و از پايين مي گيرند تا بالاخره به يك نماي خوب برسند ولي لطيفي كاملا مي داند كه اين لحظه لانگ شات است، اين لحظه مديوم شات و اين لحظه كلوزآپ، اين باعث مي شود بازيگر مجبور نباشد ده دفعه يك پلان را در نماهاي مختلف بازي كند. كارگردان هايي كه دقيقا نمي داند چه مي خواهد اين گونه كار مي كنند تا در تدوين دستشان باز باشد. در كل آقاي لطيفي در همان زمان تصوير برداري به نوعي كار را تدوين شده مي گيرد. او خوب مي داند كه وقتي وارد صحنه مي شود چه مي خواهد و اين باعث مي شود بازيگر اذيت نشود و بي خودي انرژي اش هدر نرود. از طرفي او همان گونه كه گفتم در كار آدمي بسيار جدي است و من با آدم هاي جدي خيلي بهتر مي توانم كار كنم و برايم بسيار محترم تر هستند.


    چرا؟

    به خاطر اينكه من خودم خيلي جدي هستم، اگر قرار باشد من جدي باشم و كارگردان جدي نباشد جور در نمي ايد و همه چيز به هم ريزد. مثلا آقاي فتحي هم مثل آقاي لطيفي بسيار سختگير و جدي است و علي رغم اينكه گاهي خيلي از بازيگران از اين مسئله شاكي مي شوند اما من به شدت اين اخلاق را دوست دارم. به خاطر اينكه او پوست من را مي كند و من هم پوست كار را مي كنم. خب در چنين شرايطي وقتي در فيلم يا سريالي بازي مي كنم از همان ابتدا به نتيجه كار ايمان دارم.


    با توجه به اين كه به قول خودتان در متن و فيلم نامه خيلي سخت گيري مي كنيد آيا برزو نيك نژاد نويسنده دود كش براي پذيرفتن نقش فيروز توسط شما از همان ابتدا متن كامل فيلم نامه را به شما داد؟

    نه. به من پنج قسمت از كار را دادند و بعد از خواندن آن پنج قسمت كار را قبول كردم. در طول كار هم به فاصله سه يا چهار قسمت فيلم نامه به دست ما مي رسيد. يعني اگر در حال تصوير برداري قسمت دوم بوديم من فيلم نامه قسمت نهم يا دهم را مي خواندم. البته نيك نژاد از همان ابتدا كليت شخصيت فيروز و ابتدا و انتهاي كار را براي تلفني براي من تعريف كرد، بعد كه پنج قسمت آماده شده فيلم نامه را براي من فرستاد و خواندم، فيلم نامه را در كنار توضيحات قبلي نيك نژاد گذاشتم و حس كردم فيروز را در خودم پيدا كردم. هر چند در طول ساخت يك سري تغييراتي به دلايل مختلف در بعضي چيزها صورت پذيرفت اما هيچ وقت به كليت اوليه اي كه در ذهن من از فيروز شكل گرفته بود لطمه اي وارد نشد.


    خب شما وقتي مي دانيد هنوز قسمت هايي از كار نوشته نشده و دست نويسنده براي يك سري تغييرات يا اضافه كردن يك سري چيزها به شخصيت فيروز باز است چقدر خودتان را در شخصيت پردازي فيروز دخيل كرديد؟

    ببين من بازيگر بداهه نيستم. اصلا اگر قرار باشد در كاري بداهه پردازي كنم سر آن كار نمي روم. من بايد متن داشته باشم، ولي متن را جوري به خودم مي چسبانم كه همه احساس كنند اين ديالوگ ها واقعا متعلق به خودم هست و از زبان خودم بيرون مي آيد. در طول اين كار من يك واو اضافه يا كم نگفتم و دقيقا عين متني كه به من مي دادند را جلوي دوربين اجرا مي كردم. حتي تمام تكيه كلام هايي كه در كار مي بينيد همه از قبل توسط نويسنده كار نوشته شده بود. حالا شايد يك جايي در يك مونولوگ طولاني به ذهنم مي رسيد كه خب از اين تكيه كلام اينجا هم مي شود استفاده كرد ولي باز در همين اضافه كردن هم اجازه مي گرفتم و بعد استفاده مي كردم.


    نكته اي كه در خصوص تكيه كلام هاي اين كار از جمله «آمپاس» يا «ضرس قاطع» وجود دارد اين است كه انگار حجم تكيه كلام ها نسبت به كاري به دزد و پليس كمتر است و به همين دليل شما خيلي بيشتر از آن ها استفاده مي كنيد.

    يكي را بگذاريد به حساب رج زدن. مثلا شنبه صحنه داخل اتاق را گرفتيم و ده روز بعد صحنه داخل حياط را، خب من يادم نمي ماند كه ده روز پيش چند بار در صحنه اتاق از اين تكيه كلام استفاده شده و شايد اين باعث شده كه كمي به نظر مخاطب اين تكيه كلام ها زياد استفاده شده باشد، دومين دليل هم به نظرم جديد بودن اين تكيه كلام ها نسبت به تمام تكيه كلام هايي است كه در كارهاي قبلي ام استفاده مي كردم. واقعا هيچ كدام از تكيه كلام هاي اين سريال به گوش مردم عادي آشنا نبود. مثلا كلمه «آمپاس» را من خيلي وقت بود نشنيده بودم. اين خيلي وقت بود كه مي گويم نزديك به سي سال است. شايد در دوران بچگي بود كه بعضي از اين تكيه كلام هاي «دود كش» را از زبان پدربزرگم مي شنيدم. حتي يك بار از برزو نيك نژاد پرسيدم واقعا اين تكيه كلام ها را از كجا گير آورده است. خب اين ها شبيه تكيه كلامي مثل «خواهر گلم» در «دزد و پليس» نيست كه خيلي ها ممكن است در زندگيشان گفته باشند يا الان هم مردم از آن استفاده كنند به همين دليل تكيه كلام هاي «دودكش» خيلي بيشتر به چشم مردم مي آيد.


    پس از ساختمان پزشكان و دزد و پليس اين سومين باري است كه شما و بهنام تشكر در كنار هم قرار گرفته ايد ولي بر خلاف دو كار قبلي اين بار خيلي نمي شود شما دو نفر را زوج دانست. خودتان اين مسئله را قبول داريد؟

    قطعا من و بهنام در «دودكش» زوج نيستيم. دو تا بازيگريم كه دو نقش را در يك سريال مشترك بازي مي كنند. به نظرم در اين كار من به امير حسين رستمي بيشتر نزديكم تا به بهنام تشكر. ولي هيچ ترس و ابايي ندارم از اينكه با بهنام تشكر تشكيل يك زوج هنري بدهيم. چون هم خودش را دوست دارم و بازي اش را. حتي فكر مي كنم هر چه جلوتر برويم مي توانيم زوج هاي بهتري شويم و كارهاي جذاب تري ارائه دهيم چون بيشتر با هم آشنا مي شويم، بيشتر اخلاق هاي هم دستمان مي آيد. مثلا در ساختمان پزشكان كه اولين همكاري ما بود شايد در طول 53 قسمت من فقط دو بار به بهنام گفتم كه بهتر نيست اينجا را اين گونه بگويي؟ ولي در دزد و پليس سي بار اين حرف را زدم و او هم همين طور. در دودكش اين بده بستان خيلي بيشتر شد. قطعا در همكاري هاي بعديمان بيشتر مي توانيم به هم كمك كنيم و روي بهتر شدن بازي همديگر تاثير گذار باشيم.


    مي گوييد شما و تشكر در اين كار زوج نيستيد. اگر زوج بوديد، يعني جاي امير حسين رستمي و بهنام تشكر با هم عوض مي شد، با توجه به دو موفقيت قبلي شما و تشكر در «ساختمان پزشكان» و «دزد و پليس» فكر مي كنيد نتيجه كار بهتر مي شد؟ يا فكر مي كنيد جايگاه فعلي بازيگران در اين سريال درست است؟

    تا به حال به سوال فكر نكرده بودم. واقعا نمي توانم دقيق بگويم كه بهتر مي شد يا همين درست است ولي قطعا اگر جاي اين دو نفري كه گفتيد عوض مي شد بازي هاي همه ما متفاوت تر از چيزي مي شد كه الان هست. امير حسين نقش برادر كوچك من را بازي مي كند و از يك جهت كه اين قضيه را نگاه مي كنم به نظرم جايگاه ها درست است. چون هر چند بهنام تشكر از نظر سني از من كوچك تر است و مي تواند نقش برادر كوچك من را بازي كند ولي در تصوير اين كوچك بودن خيلي در نمي آمد به همين دليل هم به نظرم الان همه چيز درست است. البته اين مسائل كاملا به نظر كارگردان مربوط است و هيچ وقت در چنين مسائلي وارد نمي شوم.


    در بين نقش هاي مطرح يكي دو سال اخير شما «فيروز» خيلي رئال تر و واقعي تر از امثال «ناصر» و «داوود» است، هر چند نقش «احمد» در «چك برگشتي» كاملا رئال بود. با اين حال فيروز در «دودكش» در حالي كه به نظر خيلي واقعي است گاهي از خط و مرز واقعي بودن مي گذرد و يك سري فضاهاي فانتزي و اغراق شده اطرافش به وجود مي آورد. بعضي واكنش ها و تصميات او كاملا رئال است و بعضي از آن ها شباهتي با رفتار و برخورد يك آدم رئال ندارد. خودتان چه تعريفي از «فيروز» داريد؟

    به نظرم فيروز برگرفته از سليقه ذهني نويسنده كار است. نيك نژاد ساده پسند است و شخصيتي كه او خلق كرده خيلي شبيه زندگي واقعي است. من هم سعي كردم به ذهنيت نويسنده نزديك شوم. اصلا در هر كاري براي رسيدن به نقش اول سعي مي كنم به ذهنيت نويسنده نزديك شوم بعد به كارگردان. چون خالق اصلي هر اثر نويسنده است. سر كار مي رويم كارگردان دست به نمايش مخلوقات نويسنده مي زند و بعد از آن است كه كارگردان هم خالق يك اثر مي شود. همه چيز فيروز در اوج سادگي و روان بودن است. چه اتفاقات اطرافش و چه شخصيتش. فيروز هيچ پيچيدگي خاصي ندارد، داستان زندگي او هم به همين شكل. اين مسئله ابتدا خيلي من را نگران كرد، فكر مي كردم چگونه مي شود بدون پيچيدگي اين همه قسمت كار را جلو برد و مخاطب را هم پاي سريال نگه داشت. ولي الان فكر مي كنم شخصيت ها درست خلق شده اند به همين دليل بدون هيچ پيچيدگي خاصي مخاطب با ان ها ارتباط برقرار مي كند. ولي اين كه بعضي مرزها شكسته شده را نمي فهمم.


    مثلا دقت كنيد، رفتارهاي «فيروز» در يك جاهايي نشان مي دهد اين آدم يك فرد عاقل است كه تصميماتي عقلاني تر نسبت به همه ادم هاي دور و اطرافش مي گيرد. حتي در برخورد با آدم هاي اطراف جامعه اش هم رئال ترين برخورد را دارد. اما همين آدم گاهي يك حركاتي مي كند كه از سن و سال و شخصيت او بعيد است، يك سري لجبازي ها يا مثلا حتي چند شب پيش در يك صحنه سنگي را به پنجره خانه نامزد كارگرش مي زند و آن را مي شكند. خب اين چيزها در كنار هم كمي مرزهاي واقعي يا فانتزي بودن «فيروز» را مي شكند.

    شما اگر درست دقت كنيد اين مرزها در زندگي واقعي همه ما و در زمان هاي مختلف جا به جا مي شود. طرف مدير يك كارخانه است با كلي دبدبه و كبكبه و جذبه و فلان و بهمان ولي زماني كه به خانه اش مي رسد و بچه اش را مي بيند داد مي زند:«چطوري گوگولي مگوليه بابا» بعد چهار زانو مي نشيند و ساعت ها پشت كمرش به بچه اش سواري مي دهد. خب شما اگر هر دو تصوير را در كنار هم بگذاريد اين شكسته شدن مرز را درك مي كنيد. فقط نكته اينجاست كه خيلي از ما حواسمان نيست كه اين مرزها را مي شكنيم چون توجهي به اين موضوع نداريم.


    در اين كار بارها و بارها مخاطب صحنه هايي را مي بيند كه در زمان ديالوگ گفتن شما امير حسين رستمي يا بهنام تشكر سرشان را از خنده بر مي گردانند. قبلا كه در دزد و پليس به خاطر بهنام تشكر با اين معضل! خنده هاي يكهويي مواجه بوديد، در دود كش هم وضعيت همين بود؟

    خيلي زياد. بهنام تشكر چون بيشتر با من كار كرده ديالوگ ها و حالات صورت من بيشتر روي او تاثير مي گذارد و بيشتر خنده اش مي گرفت. امير حسين هم خيلي مي خنديد. ولي كسي كه اصلا انتظارش را نداشتم جواد عزتي بود. يك بار در مسجد عزتي آنقدر خنديد كه نتوانستيم كار را ادامه دهيم و خب من هم از خنده او به شدت خنده ام گرفت. بعضي موقع ها واقعا فكر مي كنم بعضي چيزها خيلي خنده ندارد ولي وقتي خنده بچه ها را مي بينم كمي نظرم عوض مي شود.


    به عنوان بازيگر نتيجه دود كش توانست آن چيزي كه در ابتدا مد نظر شما بود را تامين كند؟ چون خيلي بازيگران نظرشان در مورد سريال هايي كه بازي مي كنند از ابتدا تا انتها 180 درجه متفاوت مي شود.

    من در «دودكش» اولين كسي بودم كه دائما مي گفتم شك نكنيد كه اين سريال كار خوبي خواهد شد و حالا هم خوشحالم كه مثل هميشه پيش بيني ام درست از آب درآمد.

  • ۱۱:۴۳   ۱۳۹۲/۵/۳۰
    avatar
    Sahar mohammadi
    کاربر فعال|91 |320 پست

     عکسهای کمیاب از هنرمندان:

    Avril Lavigne

    Brad Pitt

    Charlize Theron

    Demi Moore

    Eminem

     Jane Fonda with her father Henry

    Julia Roberts

    ویرایش شده توسط Sahar mohammadi در تاریخ ۳۰/۵/۱۳۹۲   ۱۱:۵۳
  • ۱۴:۳۳   ۱۳۹۲/۵/۳۰
    avatar
    Sahar mohammadi
    کاربر فعال|91 |320 پست
     بازیگری از سریال دکستر در فصل دهم Grey's Anatomy!

    بازیگر نقش هری مورگن ، پدر دکستر یعنی James Remar برای بازی در فصل دهم سریال دارم- مدیکال Grey's Anatomy قرار داد بست.
    ازجزییات نقش او دراین سریال هنوز صحبتی نشده است و همچنان به صورت راز باقی مانده است.
    اولین اپیزود فصل دهم این سریال دو ساعته خواهد بود و در روز26 سپتامبر پخش خواهد شد.
  • ۱۳:۰۴   ۱۳۹۲/۵/۳۱
    avatar
    آتیشپاره
    کاربر فعال|177 |363 پست
    ممنون سحر جون...تا حالا این عکسا رو ازشون ندیده بودم!
  • ۱۶:۳۲   ۱۳۹۲/۶/۲
    avatar
    Sahar mohammadi
    کاربر فعال|91 |320 پست
    خواهش میکنم عزیزم



    Katie Holmes



    Leonardo Decaprio



    Robin Williams



    Sandra Bullock



    Sean Penn

    ویرایش شده توسط Sahar mohammadi در تاریخ ۲/۶/۱۳۹۲   ۱۶:۳۵
  • ۱۶:۴۴   ۱۳۹۲/۶/۲
    avatar
    Sahar mohammadi
    کاربر فعال|91 |320 پست

    Sophia Loren



    Sylvester Stallone



    Jennifer Aniston



    The Monkees & Jack Nicholson



    Theodore Roosevelt with her beloved parrot Eli

    ویرایش شده توسط Sahar mohammadi در تاریخ ۲/۶/۱۳۹۲   ۱۶:۴۶
  • ۱۷:۲۶   ۱۳۹۲/۶/۲
    avatar
    ساناز افشار
    چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆|3627 |4913 پست
    چه عکس های جالبی مرسی
  • ۱۰:۰۲   ۱۳۹۲/۶/۳
    avatar
    Sahar mohammadi
    کاربر فعال|91 |320 پست
    خواهش میکنم


    Marilyn Monroe



    Travolta and Depardieu



    Tom Hanks



    آدری هپبورن



    ارنست همینگوی در حال ماهیگری



    اریک کلاپتون و مادربزرگش



    استنلی کوبریک



    التون جان



    آلفرد هیچکاک و فرزندانش



    الویس پریسلی

    ویرایش شده توسط Sahar mohammadi در تاریخ ۳/۶/۱۳۹۲   ۱۰:۲۲
  • ۱۴:۵۵   ۱۳۹۲/۶/۱۰
    avatar
    Sahar mohammadi
    کاربر فعال|91 |320 پست
     آخه چقدر شباهت؟؟؟؟؟
  • ۱۵:۵۰   ۱۳۹۲/۶/۱۰
    avatar
    Nanayi joon
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|4285 |6357 پست
    من اصلاً خوشم ازش نمیاد
  • ۰۹:۰۶   ۱۳۹۲/۶/۱۱
    avatar
    ساناز افشار
    چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆|3627 |4913 پست
    آره شباهتش زیاده.
    مثل اینکه وکیله
  • ۱۰:۰۵   ۱۳۹۲/۶/۱۲
    avatar
    Sahar mohammadi
    کاربر فعال|91 |320 پست
     من نه خوشم میاد نه بدم ، آخه این وکیل من باشه که تو داد گاه میمیرم از خنده
  • ۱۰:۰۵   ۱۳۹۲/۶/۱۲
    avatar
    Sahar mohammadi
    کاربر فعال|91 |320 پست
     !!شوالیه تاریکی، حضرت موسی (ع) شد

    ریدلی اسکات فیلم «اکسدوس» را با بازی کریستین بیل و جوئل ادگرتن می‌سازد. به گزارش کافه سینما به نقل از خبرآنلاین، حضور کریستین بیل، بازیگر نقش بتمن در سری فیلم‌های «بتمن» ساخته کریستوفر نولان در نقش حضرت موسی (ع) در فیلم «اکسدوس» به کارگردانی ریدلی اسکات قطعی شده است.
    از طرفی قرار است جوئل ادگرتن بازیگر فیلم «30 دقیقه بامداد» نیز در این فیلم نقش فرعون رامسس را بازی کند.

    ادگرتن که اخیرا با «گتسبی بزرگ» روی پرده سینما ظاهر شده، در حال مذاکره برای بازی در نقش پادشاه مصر در این فیلم است که در استودیو فاکس قرن بیستم تولید می‌شود و روایتش برگرفته از کتاب مقدس است.
    لوکیشن‌های فیلمبرداری فیلم جدید ریدلی اسکات اسپانیا، مراکش و انگلستان است. ساخت این پروژه زمانی جدی شد که استیون زیلیان برای نوشتن نسخه جدید فیلمنامه دست به کار شد. نسخه اولیه فیلمنامه را آدام کوپر و بیل کولیگ نوشته بودند.
    فیلمبرداری «اکسدوس» قرار است از ماه سپتامبر شروع شود.

    جوئل ادگرتن با بازی در فیلم مستقل «Animal Kingdom» به شهرت رسید و بعد از آن هم در «جنگجو» ساخته گاوین اوکانر بازی کرد. او اخیرا با ناتالی پورتمن در «جین اسلحه دارد» ساخته جدید اوکانر همبازی شده است.
    این بازیگر استرالیایی قرار است در فیلم جدید جف نیکولز («پناه بگیر» و «Mud») که فیلمی علمی تخیلی است بازی کند. این فیلم «ویژه نیمه‌شب» نام دارد و مایکل شانون دیگر بازیگر آن است.
    ریدلی اسکات برای فیلم‌های «تلما و لوئیز»، «گلادیاتور» و «سقوط بلک هاوک» سه بار نامزد اسکار بهترین کارگردان بوده است. «دوئل‌کنندگان»، «بیگانه»، «بلید رانر»، «افسانه»، «سرباز جین»، «هانیبال»، «پادشاهی آسمان»، «گانگستر آمریکایی»، «مجموع دروغ‌ها» و «رابین هود» از دیگر ساخته‌های اوست.
    او سال گذشته فیلم «پرومته» را روی پرده داشت. اسکات فیلمبرداری فیلم «حقوقدان» را به پایان رسانده است.
  • ۱۳:۳۳   ۱۳۹۲/۶/۱۳
    avatar
    Sahar mohammadi
    کاربر فعال|91 |320 پست
     آخرین اخبار از ساخت جدیدترین فیلم مسعود کیمیایی
    فیلمبرداری «متروپل» جدیدترین اثر مسعود کیمیایی هم اکنون در تهران ادامه دارد و گروه سازنده از روز گذشته در خیابان ری مستقر شده اند.
    فیلمبرداری این فیلم به تازگی در سینما متروپل به پایان رسیده است و گروه برای ادامه کار از روز گذشته راهی خیابان ری در تهران شده‌اند تا سکانس های مربوط به خانه بهشته با بازی تینا پاکران را فیلمبرداری کنند.
    پس از گرفتن این صحنه‌ها تا چند روز دیگر گروه راهی کامرانیه برای فیلمبرداری سکانس‌های بازی شقایق فراهانی می‌شوند. تا کنون تمام بازیگران در بخش‌هایی از نقششان جلوی دوربین رفته‌اند و فیلمبرداری نیز از مرز 70 درصد گذشته است.

    به گزارش مهر، فیلمبرداری بیست و نهمین فیلم مسعود کیمیایی با نام موقت "متروپل" شامگاه 29 تیر ماه در تهران آغار شد. این کارگردان در افتتاحیه این فیلم اعلام کرد شخصیت اصلی فیلمش یک زن است و دیگر مردهای فیلم‌های او پیر شده‌اند و در همان سینمای تخریب‌شده متروپل مانده‌اند. او درباره دلیل انتخاب سینما متروپل به عنوان لوکیشن اصلی فیلمش نیز گفت: این سینما تاثیر بسیاری بر روحیه من گذاشت و آرام آرام به سمت سینمای از دست رفته،‌ خیابان از دست رفته و محله از دست رفته، رفتیم و این کمک زیادی به من کرد.
    داستان فیلم «متروپل» از نیمه‌شب تا صبح می‌گذرد. فیلم، قصه زنی است که گرفتار به‌ اصطلاح هجومیانی می‌شود که به سمتش هجوم می‌آورند و درگیر این ماجرا می‌شود و درنهایت به یک باشگاه بیلیارد که نیمه‌شب باز است پناه می‌برد. دو نفر در باشگاه هستند و مسایل و حوادثی تا صبح به‌وجود می‌آید...
    مهناز افشار، محمدرضا فروتن، پولاد کیمیایی‌، ساعد سهیلی، شقایق فراهانی‌، یوسف مرادیان و سحر دولت‌شاهی از بازیگران اصلی فیلم هستند و تقریبا 10 نفر از بازیگران هم از مدرسه آزاد بازیگری هستند که بخشی از اینها افراد پشت‌ دوربین را تشکیل می‌دهند.

    علیرضا زرین‌دست به عنوان فیلمبردار، ششمین فیلمی است که با مسعود کیمیایی همکاری می‌کند. برای صدا اسحاق خانزادی در کنار مسعود کیمیایی قرار گرفته و سعید ملکان اولین تجربه همکاری با این کارگردان را دارد.
    چند روز پیش پولاد کیمیایی بازیگر یکی از نقش‌های اصلی فیلم پدرش در صحنه‌ای دچار حادثه شد که به بیمارستان منتقل شد. دست وی در حال حاضر آتل‌بندی شده است. از آنجا که فعلا وی نقش‌هایش را بازی کرده است این اتفاق لطمه‌ای به روند کار نمی‌زند.
    همچنین مدتی پیش به مناسبت سالگرد تولد مسعود کیمایی، عباس کیارستمی در پشت صحنه «متروپل» حاضر شد و در مراسمی صمیمی با عوامل این کار دیدار کرد و کیک تولد کیمیایی را بریدند.

    دیگر عوامل فیلم «متروپل» عبارتند از: كارگردان و تهيه‌‌كننده: مسعود كيميایی، مجری طرح و مدير توليد: تينا پاكروان، فيلم‌نوشت: مسعود كيميایی و عبدالرضا منجزی، برنامه‌ريز و دستيار اول كارگردان: عليرضا شمس شريفی، دستيار دوم كارگردان: كامران مالكی، صدابردار: اسحاق خانزادی، تدوين: مصطفی خرقه‌پوش، طراح صحنه و لباس: كيوان مقدم، طراح گريم: سعيد ملكان، عكاس: بابك برزويه، جلوه‌های ويژه: حميد رسوليان، مدير تداركات: مهدی چراغی و مشاور رسانه ای: مینا اکبری.
  • ۱۳:۳۵   ۱۳۹۲/۶/۱۳
    avatar
    Sahar mohammadi
    کاربر فعال|91 |320 پست
  • ۱۶:۰۹   ۱۳۹۲/۶/۱۳
    avatar
    Sahar mohammadi
    کاربر فعال|91 |320 پست
    فلج شدن دوبلور و بازیگر سینمای کشورمان به دلیل اشتباه پزشکان آلمانی

    به گزارش باشگاه خبرنگاران، شهاب عسگري بازيگر پيشكسوت تئاتر، سينما و تلويزيون در خصوص بيماري و جراحي‌اش گفت: حدود 2 سالي در آلمان به سر مي‌بردم و تازه به ايران برگشتم.
    وي افزود: رگ گردن من دچار مشكل شد و پزشكان كشور آلمان تشخيص گذاشتن فنري كنار رگ را دادند. بازيگر فيلم سينمايي «دست‌هاي آلوده» تصريح كرد: به خاطر اشتباه يک پزشک آلماني ستون فقراتم عفونت كرد و كيستي در اولين مهره ستون فقرات جمع شد.
    اين دوبلور پيشكسوت سيما اظهار داشت: با رخ دادن اين اتفاق حدود 45 درصد از سمت راست و چپ بدنم فلج شد.
    وي ادامه داد: براي ديدن دوستان و اعضاي فاميل خود به ايران بازگشتم و طي روزهاي آينده بايد براي ادامه درمان به كشور آلمان برگردم.

    سكته مغزي و قلبي نكرده‌ام
    عسگري در خصوص علت فلجي خود افزود: در حال حاضر با واكر راه مي‌روم و فلجي من ربطي به سكته مغزي و قلبي ندارد و علت آن به اشتباه پزشكان آلمان در گذاشتن فنر برمي‌گردد. وي خاطر نشان كرد: اميدوارم با درمان و فيزيوتراپي از درصد فلجي من كم شود.
    شايان ذكر است؛ شهاب عسگري در سال 1324 در تهران متولد شد. او بازي در تئاتر را از سال 1359 در "تئاتر نصر" تجربه كرد. همچنين بازي در سينما را از سال 1357 با فيلمي به نام «كوسه جنوب» كاري از "ساموئل خاچيكيان" آغاز كرد.
    گفتني است؛ شهاب عسگري در فيلم‌هاي ‌سينمايي چون: «آقاي رئيس‌جمهور»، «دست‌هاي آلوده»، «جنجال بزرگ»، «تكيه بر باد» و بسياري ديگر به ايفاي نقش پرداخته است.
  • ۱۳:۰۹   ۱۳۹۲/۶/۱۷
    avatar
    Sahar mohammadi
    کاربر فعال|91 |320 پست
    پل چوبی

    اکران عمومی فیلم سینمایی «پل چوبی» به کارگردانی مهدی کرم‌پور از امروز چهارشنبه(ششم شهریور) در سینماهای تهران آغاز شد.
    بهرام رادان، هدیه تهرانی و مهناز افشار. آتیلا پسیانی، فرهاد اصلانی، برزو ارجمند، امید روحانی،‌ هستی محمایی،‌ آرمان پاپی‌زاده، آزاده اعتباریان، توماس اردبرینک. با معرفی: خسرو پسیانی، صدف نورمحمد. و با حضور: مهران مدیری، بازیگران فیلم سینمایی «پل چوبی» هستند.
    در خلاصه داستان «پل چوبی» با فیلمنامه ای از مهدی کرم‌پور و خسرو نقیبی، آمده است: پل چوبی معبری بود بر خندق شمالی طهران، مابین پایتخت و ییلاق شمیران... محل اتصال طهران قدیم و تهران مدرن. این‌جا و اکنون حمله پل چوبی یادگار گذشته است. نامی به‌جا مانده در قلب شهر پر هیاهو؛ محل رخداد عاشقانه‌ای ناآرام...



    «پل چوبی» به تهیه‌کنندگی علی سرتیپی و مهدی داوری ساخته شده است. این فیلم که یکی از فیلمهای حاضر در سی‌امین دوره جشنواره فیلم فجر بود، جزو لیست شش فیلم تحریم شده توسط حوزه هنری قرار گرفت. «پل چوبی» قرار بود که در اکران نوروزی 92 به روی پرده برود، اما اکران عمومی اش به پس از انتخابات ریاست جمهوری سال جاری موکول شد.
    فیلم سینمایی «پل چوبی» توسط موسسه فیلمیران پخش خواهد شد.
    به گزارش سینمانگار، «پل چوبی» چهارمین فیلم مهدی کرم‌پور بعد از فیلم‌های «جایی دیگر»، «چه کسی امیر را کشت» و «طهران-تهران»(تهران: سیم آخر) محسوب می‌شود.
  • ۱۴:۴۷   ۱۳۹۲/۶/۱۷
    avatar
    بهارک
    یک ستاره ⋆|454 |1240 پست
    من خیلی تعریف در مورد پل چوبی شنیدم
  • ۱۲:۴۶   ۱۳۹۲/۶/۲۴
    avatar
    Sahar mohammadi
    کاربر فعال|91 |320 پست
     علی «بچه های آسمان» همچنان «کتونی» می پوشد و بغض می کند




    کمتر علاقه مند سینمایی است که فیلم «بچه های آسمان» ساخته مجید مجیدی را ندیده باشد، همان فیلمی که برای اولین بار سینمای ایران را به جمع پنج فیلم نهایی اسکار بخش غیر انگلیسی زبان رساند، البته اهمیت این فیلم در حدی است که به عنوان یکی از درس های ادبیات مقطع دبیرستان تدریس می شود.

    و قطعا کسی «علی کوچولو»ی این فیلم را فراموش نکرده است، همان که تلاش کرد در مسابقه دو سرعت، دوم شود و یک عدد کفش «کتونی» جایزه بگیرد. علی «بچه های آسمان» که آن زمان ۹ سال بیشتر نداشت، امروز ۲۶ سال دارد و در گوشه ای از این تهران بزرگ به نقاشی ساختمان مشغول است و همچنان آرزو دارد، روزی دوباره مقابل دوربین فیلمی برود.

    فرخ هاشمیان را به سختی پیدا کردیم. برای به دست آوردن نشانی از او به سراغ عوامل «بچه های آسمان» رفتیم و در نهایت رضا ناجی که در آن فیلم برای اولین بار مقابل دوربین رفته بود ، ردی برایمان پیدا کرد.
    با فرخ هاشمیان یا همان علی «بچه های آسمان» در خانه ای در جنوب شهر که مشغول نقاشی بود، قرار گذاشتیم، خودش هم معتقد است: ترکیب چهره اش تغییر نکرده و تنها کمی پیر شده است.
    هاشمیان که در کنار صاحب کارش مشغول رنگ آمیزی ساختمان نوسازی بود، گفت: هرکه می فهمد من آن بازیگر هستم باورش نمی شود و می گویند فکر می کردیم این پسر الان به کجا رسیده، سوپراستار شده است! کسی فکر نمی کند کار امروزم این باشد و نقاش ساختمان شده باشم و برای من هم خیلی سخت است، چون علاقه اصلی ام به سینما بود.
    وی با اشاره به نحوه انتخابش برای بازی در فیلم «بچه های آسمان» یادآور شد: کلاس سوم دبستان بودم و داشتیم خانه مان را می ساختیم و یکسالی در خیابان «قصرالدشت» خانه ای را اجاره کرده بودیم. در مدرسه کلاس نقاشی داشتیم و من همیشه در این درس ضعیف بودم. دفتر نقاشی ام را همراه نبرده بودم و وقتی خانم معلم این موضوع را فهمید، بسیار گیر داد و من را دعوا کرد. من هم گریه ام گرفته بود که همان موقع آقای مجیدی به همراه دو نفر دیگر به کلاس ما آمدند. ابتدا فکر کردم بازرس هستند و تا من را دیدند گفتند؛ بیا پایین.
    هاشمیان ادامه داد: رفتم و شروع به سوال کردن از من کردند و درباره علاقه ام به بازی کردن پرسیدند. از من تست گرفتند و نهایتا خوششان آمد و حس گریه ای که به دنبالش بودند را به خوبی درآوردم. در نهایت آدرسم را گرفتند و رفتند و بعد از دو، سه روز برای اجازه گرفتن به مغازه پدرم رفتند.
    وی با بیان اینکه در طول دو هفته، توسط سیروس حسن پور و جواد کاسه ساز برای اینکه مقابل دوربین برود،حاضر شده است ، گفت: در پارک «لاله» تمرین می کردیم تا فیلمبرداری آغاز شد و دیالوگ ها را همانجا می گفتند و من هم تکرار می کردم. قرار بود فیلمبرداری یک ماه طول بکشد اما چهار ماه طول کشید و آنقدر برایم سخت بود که مریض شدم و چند روزی نتوانستم کار کنم.
    هاشمیان گفت: برای اینکه به درسم لطمه نخورد برایم معلم خصوصی گرفته بودند. ساعت شش صبح بلند می شدم تا ساعت حدود هفت و نیم معلم داشتم و بعد راننده می آمد و سر فیلمبرداری می رفتم. آنقدر درسم خوب بود که با همان حدود یک ساعت راه می افتادم و مشکلی در مدرسه پیدا نکردم.

    هنوز هم که یادم می افتد،پایم درد می گیرد
    او سخت ترین صحنه های این فیلم را سکانس های مربوط به مسابقه دو دانست و گفت: آن صحنه ها برایم بسیار سخت بود و هنوز هم که یادم می افتد پاهایم درد می گیرد.
    هاشمیان با اشاره به صحنه هایی از فیلم «بچه های آسمان» که به آن علاقه دارد، یادآور شد: آن صحنه ای که پایم را در حوض گذاشته و ماهی ها دور آن جمع می شوند را بسیار دوست دارم. صحنه ای که با سختی گرفته شد. اول شیشه گذاشتند تا ماهی ها یکجا جمع شوند اما با برخوردشان شیشه را می انداختند. در نهایت اصغر نژادایمانی زردچوبه به همراه خمیر نان بربری به پایم مالید و بوی آن که پخش شد، ماهی ها به سمت پایم آمدند و آن صحنه را گرفتند.
    او به اولین باری که فیلم را به روی پرده دید، اشاره کرد و گفت: فیلم را در جشنواره دیدم و از اینکه «بچه های آسمان» این همه سروصدا کرد و از آن لذت می بردند، خیلی خوشحال بودم.

    ۱۰۰ هزار تومان دستمزد گرفتم
    هاشمیان ادامه داد: برای بازی در «بچه های آسمان» ۱۰۰ هزار تومان دستمزد گرفتم که آن را به پدرم دادم. البته آقای مجیدی این دستمزد را به زور به من داد.
    بازیگر «بچه های آسمان» همچنین یادآور شد:بعد از فیلم شناخته شده بودم و وقتی من را می دیدند، خوشحال می شدند. هم کلاسی ها و دوستانم هم خیلی من را تحویل می گرفتند اما خودم را برایشان نمی گرفتم.

    اگر سوفیا لورن نبود،«بچه های آسمان» جایزه می گرفت
    او در ادامه با یادآوری خاطره رفتن فیلم «بچه های آسمان» به اسکار، ادامه داد: خیلی حس غرور داشتم و معتقدم اگر سوفیا لورن مسئول دادن آن جایزه نبود «بچه های آسمان» جایزه می گرفت اما آن را به فیلم دیگری دادند.

    تنها من بازیگر نشدم
    هاشمیان با بیان اینکه بعد از «بچه های آسمان» تنها در یک فیلم کوتاه بازی کرده است ، ادامه داد: دیگر پیشنهاد بازی نداشتم. متاسفانه از کسانی که با مجید مجیدی کار کردند تنها من بازیگر نشدم و افرادی مانند رضا ناجی و حسین عابدینی در سینما ماندند.

    وی درباره ارتباطش با عوامل «بچه های آسمان» بعد از فیلمبرداری گفت: از روزی که فیلم در جشنواره فیلم فجر نمایش داشت دیگر آقای مجیدی را ندیدم تا سال ۸۷ که با آقای ناجی به سینما «فرهنگ» رفته بودیم تا «آواز گنجشک ها» را ببینیم. ابتدا من را نشناخت و بعد شناخت و حال و احوال کرد. من از سال ۸۶ تنها با رضا ناجی ارتباط دارم. فیلم مستندی از «بچه های آسمان» در تلویزیون پخش شد که از بین آنها فقط من نبودم. در آن برنامه آقای ناجی پیغام داد که اگر این برنامه را دیدم تماس بگیرم، چون هیچ خبری از من نداشتند و حتی نمی دانستند زنده هستم و در ایران زندگی می کنم.

    هاشمیان ادامه داد: یکی این برنامه را دید و به من خبر داد و به شبکه چهار زنگ زدم و بالاخره رضا ناجی را پیدا کردم و الان بیشتر به صورت تلفنی در تماس هستیم. از کسی هم که نقش خواهرم را بازی می کرد، خبر ندارم و نمی دانم الان کجاست.

    معتقد بودم بازیگری در خونم است
    وی به اتفاقاتی که برایش پیش آمد و باعث کم شدن علاقه اش به سینما شد اشاره کرد و گفت: می خواستم به هنرستان صدا و سیما بروم که به خاطر یکسری لج و لجبازی ها نشد و مدیرمان تایید نکرد. به شرکت های تولید فیلم می رفتم که آنها هم من را سرکار می گذاشتند. بازیگری را دوست داشتم و معتقد بودم در خونم است و استعداد ذاتی من بود.
    بازیگر فیلم «بچه های آسمان» ادامه داد: یکبار هم در شبکه ۳ آشنا پیدا کردم و پیش بیژن بیرنگ رفتم که او من را به مسعود رسام معرفی کرد و در نهایت هم هیچ اتفاقی نیفتاد. روزی هم به «سیما فیلم» رفتم و با یک بازیگر مطرحی صحبت کردم که او بدجوری من را ضایع کرد و گفت؛ دلیل نمی شود یک فیلم بازی کرده ای و دیگر بازیگر شده ای. آن موقع ۱۵، ۱۶ سال داشتم و در سن بلوغ بودم و به بدنسازی هم می رفتم که این صحبت آن بازیگر برایم خیلی سنگین بود و از این حرفه متنفر شدم.

    وی افزود: از آن به بعد هیچ وقت پی بازیگر شدن را نگرفتم و حتی جایی می رفتیم از دوستانم می خواستم، نگویند بازیگر «بچه های آسمان» هستم.
    هاشمیان گفت: انتظار داشتم آقای مجیدی از من حمایت کند تا بازیگر شوم و من را به دوستانش معرفی کند. رضا ناجی برایم تلاش زیادی کرد اما اتفاقی نیفتاد. آنقدر اعصابم خورد شده بود که حتی پوستر فیلم که به دیوار اتاقم بود را پاره کردم.
    وی خاطر نشان کرد: تنها جایی که حضورم در «بچه های آسمان» به کمکم آمد، هنگام استخدام در شرکت «روغن نباتی» بود که وقتی گفتم بازیگر «بچه های آسمان» هستم استخدامم کردند، البته ابتدا باور نکردند و همان موقع در گوگل اسم من را چک کردند و دیدند راست می گویم. البته مشکلاتی پیش آمد و از آنجا بیرون آمدم.

    هاشمیان درباره فعالیت این روزهایش گفت: تقریبا ۱۲ سال است که در کار نقاشی ساختمان مشغول به کار هستم و چند وقتی هم هست که متاهل شده ام و با دختر همسایه مان ازدواج کرده ام.
    وی با اشاره به عکسش که در کتاب درسی دوم دبیرستان چاپ شده است، گفت: از سال ۷۵ «بچه های آسمان» یک درس شده است و در مقطع دبیرستان تدریس می شود و از اینکه عکس من هم در این کتاب است، بسیار خوشحالم.
    بازیگر «بچه های آسمان» ادامه داد: دوباره به بازیگری علاقه مند شده ام و در خودم می بینم بازیگر خوبی شوم و دوست دارم یک بار دیگر این فرصت نصیب من بشود و دیگر آن را به راحتی از دست نخواهم داد.
    وی افزود: به عشق فیلم «بچه های آسمان» همیشه «کتونی» پایم است و انواع و اقسام کتونی ها را می پوشم. هنوز هم «بچه های آسمان» را می بینم بغض می کنم و همه کار برایم خاطره است.

    صاحب کار هاشمیان هم که در طول این گفت وگو پا به پای او مشغول کار بود به اظهار نظر پرداخت و گفت: موقعی که پیش من آمد تا مدت ها نمی دانستم بازیگر است و بارها از او خواسته ام این فیلم را بیاورد تا ببینم اما نیاورده است . من او را به اندازه پسرم دوست دارم و حتی خودش هم به من «آقا» می گوید. از ساعت ۶ صبح تا ۹ شب مشغول به کار هستیم و از کارش راضی هستم و هرچه می گویم نه نمی گوید. هیچ موقع هم برایم فیلم بازی نکرده است. از اولین روز به او گفتم اگر می خواهی دروغ بگویی با من کار نکن.
    هاشمیان در پایان با ابراز خوشحالی از این گفت وگو، ادامه داد: موقعی که تماس گرفتید، خیلی خوشحال شدم که هنوز کسی به یادم هست. یک بارهم از تلویزیون آلمان و یک بار هم مجله ای از «کلمبیا» به سر کار من آمدند و گفت وگو کردند. سالی یکبار یادم می افتند و می آیند عکس و فیلم می گیرند اما هیچ اتفاقی برایم نمی افتد.

    ایسنا
  • ۱۳:۳۲   ۱۳۹۲/۶/۲۴
    avatar
    دیبا
    کاربر فعال|97 |265 پست
  • ۱۳:۵۰   ۱۳۹۲/۶/۲۴
    avatar
    بهارک
    یک ستاره ⋆|454 |1240 پست
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2021 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان