خانه
1.93K

داستان او به خدا اعتقادی نداشت

  • ۱۷:۳۶   ۱۳۹۱/۱۲/۱۰
    avatar
    کاربر فعال|173 |612 پست

    مرد جوانی که مربی شنا و دارنده ی چندین مدال المپیک بود،به خدا اعتقادی نداشت.او چیزهایی


    که درباره ی خدا می شنید مسخره می کرد.شبی مرد جوان به استخر سرپوشیده ی آموزشگاهی


    رفت .چراغ خاموش بود ولی ماه روشن بود و همین برای شنا کافی بود.مرد جوان به بالاترین نقطه


    ی تخته شنا رفت و دستانش را باز کرد تا درون استخر شیرجه برود.ناگهان سایه بدنش را همچون


    صلیبی روی دیوار ملاحظه کرد.احساس عجیبی تمام وجودش را فراگرفت از پله ها پایین آمد و به


    سمت کلید برق رفت و چراغ ها را روشن کرد.آب استخر برای تعمیر خالی شده بود.


     


     


    مجله جادوی کلمات


     


    www.jadoykalamat.tk

  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
www.echterporno.com www.nubepornogratis.com www.javpornxhd.com desi sex videos brasil porno xxx gratis pornofilme porno raketaporno film bokep desi porn
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2020 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان