خانه
2.98K

داستان جالب ....

  • ۰۱:۴۱   ۱۳۹۳/۴/۹
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|13810 |7289 پست
    سرمایه داری در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد.





    ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل!.





    یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید.





    ملا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود.





    اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیری نپایید





    صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد خسارت خواست !





    ملا و مومنان چنین ادعایی را نپذیرفتند !





    قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید، گلویی صاف کرد و گفت : نمی دانم چه بگویم ؟! سخن هر دو را شنیدم :





    یک سو ملا و مومنانی هستند که به تاثیر دعا و ثنا ایمان ندارند !





    وسوی دیگر مرد شراب فروشی که به تاثیر دعا ایمان دارد ...!


  • ۰۱:۴۷   ۱۳۹۳/۴/۹
    avatar
    MHANjOon
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|17092 |8177 پست
    چه قاضی نادونی بوده
    و چه رستوران داره سواستفاده گری
  • ۰۱:۴۷   ۱۳۹۳/۴/۹
    avatar
    MHANjOon
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|17092 |8177 پست
  • ۰۵:۱۲   ۱۳۹۳/۴/۹
    avatar
    ياقوت
    یک ستاره ⋆|2204 |1160 پست
    خيلى جالب بود. متشكرم آزينا جان!
  • ۰۸:۴۳   ۱۳۹۳/۴/۹
    avatar
    ziba
    دو ستاره ⋆⋆|3877 |2332 پست
    بعله هم چین مومنایی هستیم ما...
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2021 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان