خانه
2.14K

داستان وجدان صادق . . .

  • ۰۰:۲۲   ۱۳۹۱/۱۲/۶
    avatar
    کاربر فعال|173 |612 پست
    وجدان صادق

    دو تا بچه داشتن با هم بازی می‌کردن

    بچه‌ی اول چند تا تیله داشت و بچه‌ی دوم چند تایی شیرینی.

    بچه‌ی اول به دومی گفت: “من همه‌ی تیله‌هامو بهت می‌دم؛ تو همه شیرینی‌هاتو به من بده.”

    بچه‌ی دوم قبول کرد.

    بچه‌ی اول بزرگترین و قشنگ‌ترین تیله رو یواشکی واسه خودش کنار گذاشت و بقیه رو به بچه‌ی دوم داد.

    اما بچه‌ی دوم همون‌جوری که قول داده بود تمام شیرینی‌هاشو به دوستش داد.

    همون شب بچه‌ی دوم با آرامش تمام خوابید و خوابش برد.


    ولی بچه‌ی اول نمی‌تونست بخوابه چون به این فکر می‌کرد که همونطوری که خودش بهترین تیله‌شو یواشکی پنهان کرده شاید دوستش هم مثل اون یه خورده از شیرینی‌هاشو قایم کرده و همه شیرینی‌ها رو بهش نداده!

             عذاب وجدان همیشه مال کسی است که صادق نیست.
             
    آرامش مال کسی است که صادق است

             لذت دنیا مال کسی نیست که با آدم صادق زندگی می‌کند،
             
    آرامش دنیا مال کسی است که با وجدان صادق زندگی می‌کند




    مدیر مجله جادوی کلمات

    www.jadoykalamat.tk
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2021 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان