۰۹:۳۴ ۱۳۹۳/۹/۳

الما حالا بعد مدتها دارم یکم حال میکنمااااااااااااا...رفت تا کی باز پیش بیاد..........اما این ویلا که میگم صاحبش یه مرد 68 ساله و خانمش 65.اما ببینیشون از من جوونتر و سر زنده تر هستن...ادمهای خیلی خوب و خاکی هستن..پیششون احساس ارامش میکنم بسکه مهربونن ..احساس میکنم پدرومادرم هستن بسکه با محبتن..بچه هاشون ایران نیستن ..تهرانی هستن اما 12 ساله اینجا ویلا دارن و همش اینجا هستن اب و هوای تهران رو دوست ندارن و مولتی میلیاردرن..اما خاکی و افتاده . خیلی مهربون......دیروز زنگ زد اصرار نهار بیایید اینجااااا.هرچی گفتم ما جمعه بودیم ایشالا دفه بعد اما اینقدر اصرار کرد رفتیم...خانومه رشتش گیاهشناسی و مهندس ابو خاکم هست...تو حیاطشون که رو به جنگله انگار بهشت هرچی گل و درخت و زیبایی بخوای داره .....سرو..کاچ تزیننی.انواع رز..محمدی..شمدونیهایه مختلفووویاسهایه مختلف..گلهای کاغذی..نرگس.....مریم..کوکب.....خیلی گل داشت بعضیام اسماشونو نمیدونم..میرم اونجا باور کن ار بو و عطر گلاش دیوونه و مست میشم.....بسکه زیباست و ارزو همچین جایی رو میلیارد ها بار تو دلم دارم.....من عاشق طبیعتم
دیروز بارونم بود نمیدونی چقد لذت بردم.همش میگم اینجا بهشت با اینهمه زیباییش