خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۱۴:۰۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    لعنت به فردایی که بی تو درد دارد
    به این جهان که خصلتی نامرد دارد

    دلتنگ باشی جای دلداری برایت
    پاییزِ غمگینِ به شدّت زرد دارد

    دل سنگ تراز سنگ باشی عشق باتو
    هرآنچه بامجنون و لیلا کرد دارد

    منطق ندارد عشق! حتی ماهِ مرداد
    عاشق که باشی روزهای سرد دارد

    نفرین به تنهایی به دلتنگی به حسرت
    لعنت به دنیایی که بی تو درد دارد...
  • ۱۴:۰۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    مي روم ، اما نمي پرسم ز خويش
    ره كجا؟ منزل كجا؟ مقصود چيست؟

    بوسه مي بخشم ، ولي خود غافلم
    كاين دل ديوانه ، را معبود كيست؟

    آه ، آري ، اين منم ، اما چه سود
    " او" كه در من بود ، ديگر نيست، نیست

    .
    " فروغ فرخزاد
  • ۱۴:۱۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    در بساط مي پرستان حيله و نيرنگ نيست.
    سينه را پر كردن از جام حقيقت ننگ نيست.
    پيكر اين خانه را چيزي نسازد جزصفا،
    عاقبت از ادمي چيزي نماند جز وفا
  • ۱۴:۱۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    اين شعرها ديگر براي هيچ كس نيست
    نه! در دلم انگار جاي هيچ كس نيست

    آنقدر تنهايم كه حتي دردهايم
    ديگر شبيهِ دردهاي هيچ كس نيست

    حتي نفس‌هاي مرا از من گرفتند
    من مرده‌ام در من هواي هيچ كس نيست

    دنياي مرموزي‌ست ما بايد بدانيم
    كه هيچ‌كس اينجا براي هيچ‌كس نيست

    بايد خدا هم با خودش روراست باشد
    وقتي كه مي‌داند خداي هيچ‌كس نيست

    من مي‌روم هر چند مي‌دانم كه ديگر
    پشت سرم حتي دعاي هيچ‌كس نيست
  • ۱۴:۱۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    مهر در سجاده ام پنهان بماند بهتر است
    کفر ما در سایه ی ایمان بماند بهتر است

    عشق و رسوایی خطر دارد زلیخای عزیز
    یوسفت در گوشه زندان بماند بهتر است

    در دلم نفرین و بر لب آفرین دارم ولی
    ماجرا بین لب و دندان بماند بهتر است

    بعد از این از عشق ما در کافه های انزوا
    نقش مرموزی ته فنجان بماند بهتر است

    بی سلامی آمدی پس بی خداحافظ برو
    عشق بی آغاز بی پایان بماند بهتر است
  • leftPublish
  • ۱۴:۱۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    من به درد گریه و دعوا و نفرین ،می خورم
    من به درد نقشهای سرد و غمگین ، می خورم

    طعم شیرین حضورت را ،غرورت تلخ کرد
    چوب عشقم را اگر چه سخت و سنگین ...می خورم

    روی پیشانی نوشتت اسم و فامیل من است
    چین به پیشانی بیندازی منم چین می خورم

    وقت دیدار ت تمام مزه ها گم می شود
    قهوه ی تلخم بریزی شهد شیرین می خورم

    پا ی لبخند و غم و درد و غرورت مانده ام
    درد دل کن من به درد سنگ زیرین میخورم
  • ۱۴:۱۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    جای دارو دکترم تنها سفر تجویز کرد

    گفت گاهی دل بریدن رو به راهت می‌کند
  • ۱۴:۱۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    گر به تو افتد نظرم... چهره به چهره رو به رو
    شرح دهم غم تو را... نکته به نکته مو به مو

    از پی دیدن رخت، هم چو صبا فتاده ام
    خانه به خانه در به در؛ کوچه به کوچه کو به کو

    می رود از فراق تو ، خون ِ دل از دو دیده ام
    دجله به دجله یَم به یَم؛ چشمه به چشمه جو به جو

    دور دهان ِ تنگ تو... عارض ِ عنبرین خَطَت
    غنچه به غنچه گل به گل... لاله به لاله بو به بو

    ابرو و چشم و خال تو... صید مرغ ِ دل
    طبع به طبع ، دل به دل، مهر به مِهر و خو به خو

    مِهر تو را دل ِ حزین باخته بر قماش ِ جان
    رشته به رشته نخ به نخ ؛ تار به تار و پو به پو

    در دل خویش " طاهره " گشت... ندید جز تو را
    صفحه به صفحه لا به لا؛ پرده به پرده تو به تو



    طاهره صفاری
  • ۱۴:۱۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    اگر دنیا شود آخر تو از چشمم نمی افتی
    به جانم گر زنی آذر تو از چشمم نمی افتی

    دلم را گر بسوزانی، کشی آن را به ویرانی
    کنی عشق مرا پرپر، تو از چشمم نمی افتی

    اگر صد چون تو از رضوان، فرستد ایزد منان
    به دستان جامی از کوثر، تو از چشمم نمی افتی

    کنی گر با دلم بازی، مرا در آتش اندازی
    نمانی پیش من دیگر، تو از چشمم نمی افتی

    دلم را گر بیازاری، ز چشمم سیل خون باری
    کنی دریاچه ی احمر، تو ازچشمم نمی افتی

    گرت شهری بدی گوید, زخویت عیب ها جوید
    ولو بالای هر منبر، تو از چشمم نمی افتی

    نفس تا می شود جاری، درون سینه جا داری
    بمان تا آن دم آخر، تو از چشمم نمی افتی .
  • ۱۴:۱۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    هر بار برنجانی و هر بار بیایم
    از در بروم...ازسر دیوار بیایم

    موجی شوم و خیز بگیرم که... بیفتم
    تا ساحل چشم تو به تکرار بیایم

    هی اَخم کنی تَخم کنی ناز بپاشی
    هی ناز کشم ناز ،به اصرار بیایم

    چادر بکش از سر بشکن نرخ بتان را
    با جان خودم تا سر بازار بیایم

    ای شمس،خداوند غزل مثنوی عشق
    صد خواجه شوم مست به دیدار بیایم

    با تو چه سحرها که به خورشید رسیدم
    عشق است همین راه که دشوار بیایم

    فانوسم و گم گشته ی راهم فقط ای عشق
    بی خانه و رسوایم و بگذار .....بیایم
  • leftPublish
  • ۱۴:۱۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    کاری ندارم کجایی ،

    چه میکنی...؟!

    بی عشق سر مکن ،

    که دلت پیر می شود........


    قیصر امین پور
  • ۱۴:۲۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    تسبیح دلم ...
    با نگهت ...
    دانه به دانه


    صد بار به هم ریخت ...
    ولی ..
    باز
    تو را خواست..."
  • ۱۴:۲۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    خواب،می آید و در چشم نمی یابد راه

    یک طرف اشکْ رَهش بسته

    و یک سوی خیال..



    هوشنگ_ابتهاج
  • ۱۴:۲۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بنا كن رسم دلداري، دل و جان دادنش با من
    بده پيغام خود از دور اشارت كردنش با من

    بسوزان هرچه ميخواهي ولي دل را نوازش كن
    بپا كن آتش عشقت، سياوش بودنش با من

    رها كن دود آتش را ولي ياد مرا هرگز
    سيه كن آسمان با دود، نيلي كردنش با من

    تو و دل دادن دريا، من و دنيايي از رؤيا
    بزن كشتي به طوفانها به ساحل بردنش با من

    ز هر دردي دري بگشا به هر آهنگ شادي كن
    بزن بر تار و پود دل، مرتب كردنش با من

    بمان#
    بگو از دل، دل از دلواپسي كم كن
    تو وا كن سفرهء دل را صبوري كردنش با من
  • ۱۴:۲۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    ❤️

    پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من

    سرو خرامان منی ای رونق بستان من

    چون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو

    وز چشم من بیرون مشو ای مشعله تابان من

    حضرت_مولانا
  • ۱۴:۲۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    عاشقی دیدم که از معشوقه حسرت می خرید
    تکه تکه قلب را می داد و مهلت می خرید

    تا سحر بیدار بود و با زبانِ عاشقی
    جرعه جرعه شعر می نوشاند و لکنت می خرید

    لابلای دوزخِ شبهای حسرت زای خویش
    در خیالاتش، کنارِ یار، جنّت می خرید

    در کنارِ سفره ی خالی، برای عشقِ خود
    از خدای مهربانِ خویش برکت می خرید

    لحظه لحظه ساعتش را می شکست و بعد از آن
    لحظه ها را می شمرد و باز ساعت می خرید

    قسمتش چیزی به جز تنها شدن گویا نبود
    از قضا، در کوچه ی تقدیر، قسمت می خرید

    متهم می شد میانِ خلق، اما باز هم
    آبرو می داد و جایش، بارِ تهمت می خرید

    نامِ شاعر را نگویم تا نباشد غیبتش
    بینوا در شهر می گشت و محنت می خرید....
  • ۱۴:۲۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    در خیالم با منی ، اما تو یار دیگری
    فصل سرد حال من ، اما بهار دیگری

    از وفا دم میزدی ، دیروزهای زندگی
    بی نگاهت مانده ام ، اما نگار دیگری

    عقده ها در سینه دارم ، با که گویم درد دل
    آشنای من تویی و ، غمگسار دیگری
  • ۱۴:۲۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    کبریت بکش زیر جلال و جبروتم
    شن های روان را بدوان در برهوتم

    کبریت بکش زیر دلم زیر دماغم
    بشکن سر و دست از در و دیوار سکوتم

    با روی تو باروتم بی روی تو بیروت
    آلاله ی خودروی به کوه الموتم

    کبریت بکش زیر بلندای چنارم
    شلیک کن از لوله به قنداق بلوطم

    آواره و مستم که قدح نوشم و شبگرد
    پیغمبری از دوره ماقبل هبوطم

    در حال فرار از خودم آری فورانم
    فواره ای از اوج در آوار سقوطم

    دود چپقم هاله ی ناسوتی وهمم
    سهم تو از اقلیم عمیق هپروتم...




    "محمدرضا حاج رستم بیگلو"
  • ۱۴:۲۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    بی هیچ صدائی می آیند

    زمانی که نمی دانی

    در دلت یک مزرعه آرزو می کارند و

    بی هیج نشانی از دلت می گریزند

    تا تمام چیزی که به یاد می آوری

    حسرتی باشد به درازای زندگی

    چه قدر بی رحمند رویاهـا
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان