خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۱۸:۵۰   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    از خاک بر آمدیم
    که آدم باشیم ......

    آنگاه به حریم دوست
    محرم باشیم.....

    از اب و گل بهشتی
    خلق شدیم.....

    حیف است که
    هیزم جهنم باشیم
  • ۱۸:۵۱   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    «سیمین بهبهانى»

    رها کردیم خالق را ، گرفتاران ادیانیم !
    تعصب چیست در مذهب ؟!
    مگر نه این که انسانیم !
    اگر روح خدا در ماست...
    خدا گر مفرد و تنهاست ...
    ستیزه پس برای چیست ؟!
    برای خود پرستی هاست ..
    من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم
    از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم
    هراسم جنگ بین شعله و کبریت و هیزم نیست
    من از سوزاندن اندیشه در آتیش می ترسم...
  • ۱۸:۵۱   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رود
    وآن دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود

    من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
    گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود

    گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون
    پنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم می‌رود

    محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان
    کز عشق آن سرو روان گویی روانم می‌رود

    او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
    دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود

    برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم
    چون مجمری پرآتشم کز سر دخانم می‌رود

    با آن همه بیداد او وین عهد بی‌بنیاد او
    در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می‌رود

    بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین
    کآشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می‌رود

    شب تا سحر می‌نغنوم و اندرز کس می‌نشنوم
    وین ره نه قاصد می‌روم کز کف عنانم می‌رود

    گفتم بگریم تا ابل چون خر فروماند به گل
    وین نیز نتوانم که دل با کاروانم می‌رود

    صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من
    گر چه نباشد کار من هم کار از آنم می‌رود

    در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
    من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود

    سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بی‌وفا
    طاقت نمیارم جفا کار از فغانم می‌رود


    #سعدی
  • ۱۸:۵۱   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    .كاش ما آن دو پرستو بوديم
    كه همه عمر سفر می كرديم
    از بهاری
    به بهاری ديگر...

    #فروغ_فرخزاد
  • ۱۸:۵۳   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    هیچ کس
    آنقدر فقیر نیست
    که نتواندلبخندی به کسی ببخشد

    وآنقدرثروتمندنیست
    که نیازی به لبخند نداشته باشد...
  • leftPublish
  • ۱۸:۵۴   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ﻗـــﻬـــﺮﻫا ﺑـــﻬـــاﻧــــﻪ ﺍﺳــــﺖ !!!

    ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﺩ ...

    ﺑﺮﺍﯼ ﻣاﻧــــﺪﻥ ﺩﺭ ﺑﻴـــﻦ ﻫﺰاﺭاﻥ ﻧﻘﻄـــﻪ ﯼ ﺳﻴـــاﻩ ﺷــﺐ ﺣﺘـــﯽ ﺍﮔــﺮ ﯾــﮏ
    ﻧﻘﻄــﻪ ﯼ ﺳﭙﯿــد ﺑﯿاﺑـــﺪ
    ﺩﻟﯿﻠـــﺶ ﻣﯽ ﮐﻨــﺪ ﺑﺮاﯼ ﻣاﻧــدﻥ !!!

    ﻭ ﮐﺴــﯽ ﮐــه ﻣـــﯽ ﺧﻮﺍﻫــد ﺑــﺮﻭﺩ...
    ﺩﺭ ﺳﭙﻴـــﺪﯼ ﺭﻭﺯ ﺣﺘـــﯽ ﺍﮔــﺮ ﻧﻘﻄـــه ﺍﯼ ﺳﻴــاﻩ ﺭﺍ ﻫـــﻢ ﻧﻴﺎﺑــﺪ
    ﺑﺂ ﺍﻧﮕﺸﺘـــﺶ ﺑـــﻪ ﮔﻮﺷـــه ﺍﯼ ﺍﺷـــاﺭﻩ ﻣـــﯽ ﮐﻨــد ﮐـــﻪ ﺍﻧـــﮕﺎﺭ

    ﻧﻘﻄــﻪﺍﯼ ﺳﻴـــاﻩ ﻳاﻓﺘــﻪ !!!

    ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﺍﺳﺖ ﺑــــﮕــــﺬﺍﺭ ﺑـــﺮﻭﺩ .....
  • ۱۸:۵۴   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    سرم بر سینه ات من می گذارم
    نفس های قشنگت می شمارم

    غزلهای حقیرم را دوباره
    به سمع نازنیت می رسانم


    اگر منزل کنی در کوه قافم
    خیالم را به آنجا می کشانم

    به صحن چشم تو گر راه باشد
    هزار عرض ارادت می نمایم

    منم زائر چشمان تو بانو
    دو بوسه نذر آنها می نمایم


    اگر بینم رخ یار خود امشب
    ادای نذر خود را می نمایم


    یکی برگونه اش وان یک ب رویش
    عدالت را رعایت می نمایم

    خیالاتی شدم انگاری امشب
    غزل های رسیدن می سرایم

    بهاران می شود در سردی دی
    چو امید را به بهمن می رسانم
  • ۱۸:۵۴   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    هر کسی گفته که این سطح, پر از زیبایی ست
    جایگاه نظرش آن طرفِ بی جایی ست

    درد ِ نوزادِ خیابانی و من مشترک است
    در دل هر دویِ ما، ماتمِ بی فردایی ست

    خوردن غصه ی مخلوق, خرابم کرده ست
    چون شرابی که ورای صفتِ گیرایی ست

    خانه ای پر شده از کودکِ کار، آنسوتر
    کشته خود را زنِ تنها که غمش نازایی ست

    بغض دارم که در این سوزِ گدا کُش دیدم
    پوششِ پای پسر بچه فقط دمپایی ست

    هفت مِلیارد نفر دور هم اند اما باز
    برترین دغدغه ی نوع بشر تنهایی ست!

    آه ، آنان که مرا "آنِ" غزل می نامند
    درکِ شان از قلمم کشفِ غلط املایی ست...!!!


    #مجتبی_سپید
  • ۱۸:۵۵   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دختر ِ چادر سفید ِ سینی ِ چایی به دست!
    ای که هرگز در خیالم هم نمی آیی به دست!

    معذرت میخاهم از اینکه به خابت آمدم
    خسته ام از بی تو بودن، درد ِ تنهایی بد است

    می نشستی روبرویم کاش، دلتنگ ِ توام
    می روی با ناز و هی با عشوه می آیی بد است

    من غریبه نیستم کافی ست یک فنجان ِ چای
    بیش از این من را اگر شرمنده بنمایی بد است

    می کشم حالا که قلیان ِ بلور آورده ای
    گرچه دکتر گفته تنباکوی ِ نعنایی بد است

    از حسودان ترس دارم با شکوفه دادنت
    ای هلوی ِ چار فصل ِ من! شکوفایی بد است

    آی دریا چشم ِ جنگل پلک ِ ابرو ابر و مه!
    رحم کن بالا بلا! این قدر زیبایی بد است

    اینهمه بر شانه موهای ِ شرابی را نریز
    باد هم آشفته این اندازه گیرایی بد است

    شور ِ شیرین! حق بده فرهاد ِ بی تابت شوم
    با وجود ِ اینهمه خسرو، شکیبایی بد است

    با خود آوردم غزل، قابل ندارد مال ِ تو
    پس زدن آنهم برای ِ قلب ِ اهدایی بد است

    چون که سهم ِ عشق ِ ما دنیای ِ بیداری نشد
    قرنها هم بعد ِ خابت پلک بگشایی بد است
  • ۱۸:۵۵   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    نه من فقط ؛ پدرو مادرم فدای شما
    وآن پرنده ی عاشق که درهوای شما

    دوباره بوی گلاب آمدو هوایی شد
    کبوترم،که دلش میتپدبرای شما


    چقدرکفترعاشق برایت آوردم
    میان اینهمه طوقی بینوا برگشت

    گمان کنم که دلش تنگ میشود بی من
    همان که پل زده بین من وشما، برگشت


    اگرچه هست برایش هم آب وهم دانه
    گمان کنم که شبیه م شدست دیوانه

    چه اشتراک قشنگیست ، این که این مرغک
    دوجاست مقصدش ... اول حرم ، سپس خانه


    شبیه مرغکم ازکودکی پریشانم
    اگرچه اهل قمم ، عاشق خراسانم

    به این کبوترعاشق یکی بفهماند
    دوجاست _ مقصدمن هم دوتاست_ سلطانم


    همیشه می پرد ، اما بسمت بام شما
    بنام کرده ام ازجوجگی بنام شما

    به رسم مادر من که مرا بنام شما...
    هنوز پانگرفته شدم غلام شما


    چقدرحوض به حوض شما صفا کردم
    چقدر دسته کبوتر زدم هوا کردم

    چقدرمادرم آنجافدای من میشد
    چقدرمثل پدردرحرم دعا کردم


    به هربهانه اگرشب چراغ برگردد
    دوباره می برمش ،خانه اش حریم شماست

    به هرکبوترجلدی نمیشودفهماند
    حریم امن فقط ، دامن کریم شماست


    #مجتبی_سپید
  • leftPublish
  • ۱۸:۵۵   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    چه حال ناخوشی دارم،پُر از تشويشِ تقديرم
    هراسِ مرگ را دارم،ولی از زندگی سيرم

    ميان سرنوشتِ خود،غريب و خانه بر دوشم
    به شوقِ شهرتی بيجا،دچار رنجِ تزويرم

    نگاهم ميکند دنيا،به حالم سخت ميخندد
    که من در فکر آزادی،ولی او کرده زنجيرم

    ندارم چاره ای اما،درونم خلوتی دارم
    تمام غوره هايم را،بدانجا آب ميگيرم

    منی که زندگی با او،سرِ جنگی عبث دارد
    چه ميداند که من هر روز،هزاران بار ميميرم

    کجا رفت آن نگار من،خيالش،من که خوشحالم
    نميداند که بعد از او،چه بی اندازه دلگيرم
  • ۱۸:۵۵   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    درين آتش كبابم من، خراب اندر خرابم من
    چه باشد اي سر خوبان، تني كز سر جدا باشد

    دل من در فراق جان، چو ماري سرزده پيچان
    بِگِردنقش تو گَردان، مثال آسيا باشد

    خوداوپيداوپنهانست جهان نقش است واوجانست
    بينديش اين چه سلطانست، مگر نور خدا باشد

    خروش و جوش هر مستي، ز جوش خُمِّ مِي باشد
    سبكساري هر آهن، ز تو آهن ربا باشد

    خريدي خانۀ دل را، دل آنِ تست مي داني
    هر آنچه هست در خانه، از آنِ كدخدا باشد

    زند آتش در اين بيشه، كه بگريزند نخجيران
    ز آتش هر كه نگريزد، چو ابراهيم ما باشد
  • ۱۸:۵۶   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    خوش
    به حال بوته ی یاسی که
    در ایوان توست

    می تواند هر زمان
    دلتنگ شد بویت کند



    #علی_رضا_بدیع
  • ۱۸:۵۶   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    آنقدر از حادثه پُرم
    که وقتی به خانه می رسم
    تلویزیون ، لم می دهد روی کاناپه
    تا مرا تماشا کند ...
    خستگی ام می پَرد روی رخت آویز
    عینک ام با روزنامه ی عصر پاک می شود
    و چشم هایم می روند بخوابند
    اما دست هایم
    هنوز در دست های تو
    در قدم زدنی پاییزی
    در خیابانی
    جا مانده اند.
  • ۱۸:۵۶   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بعضی ها را هرچقدر هـم که بخواهی ؛
    “تمام” نمی شوند ….
    همش به آغوششان بدهکار میمانی !
    حضورشان”گـرم” است ؛ سکوتشان خالی میکند دل ِآدم را …
    آرامش ِ صدایشان را کم می آوری !
    هر دم هر لحظه “کم” می آوریشان …
    آخ که چقدر کم دارمت …
  • ۱۸:۵۶   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دلم
    «تو »را میخواهد

    در میان اینهمه
    لغات

    اینهمه
    زبان

    فرهنگ نامه های رنگ رنگ

    چه فقیر است
    جهانی که
    «تو»را ندارد
  • ۱۸:۵۷   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    همه چیز از آنجایی خراب می شود
    که به خیالت تمام جان و روحش را
    به دست آورده ای !

    که حالا دیگر او برایِ توست
    که حالا اگر یک روز نباشی یا باشی فرقی ندارد
    او هست که اگر نگویی دوستت دارم
    او می فهمد که دوستش داری !
    که اگر با بوسه در آغوشش نگیری
    فرقی نمی کند !

    اشتباه است اشتباه !
    آمدن رسمِ خودش را دارد
    دل می بری دل می دهی

    اما ماندن
    امان از این ماندن
    که به پایِ خیلی ها نماند
    که به تنِ خیلی ها نرفت

    ماندن یعنی بوسه هایِ هرروزه
    یعنی :
    تو نباشی؛ من دستم به زندگی نمی رود !
    یعنی دلتنگی هایِ مدام !

    ماندن
    شیرین و فرهاد و لیلی و که و که و که
    نمی خواهد
    ماندن یک من و یک توِ ساده می خواهد
    یک غرورِ فراموش شده
    ماندن یک دل ساده می خواه
  • ۱۸:۵۷   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    اشتياقى كـــه به ديـــــدار تو دارد دل من

    دل من داند و من دانم و دل داند و من

    خاك من گِل شود و گُل شكفد از گِل من

    تــا ابد مهــــــر تو بیرون نرود از دل من
  • ۱۸:۵۸   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    با همه خوبم من اما با شما، خب بیشتر...
    دوستم داری ولیکن من تو را... خُــب بیشتر!

    لحظه ای مال منی و "تو" خطابت می کنم
    گرچه سعی ام بوده تا گویم: "شما" خب بیشتر

    غیر معمولی ست رفتار منو شک کرده اند...
    اهل خانه، دوستــانِ آشنا خب بیشتر

    اشک های بی هوا، بعضا سکوت بی دلیل ..
    شعر اما می کند رسوا مرا، خب بیشتر !
  • ۱۸:۵۸   ۱۳۹۴/۱۱/۱
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    جماعت

    ملامتم نکنید

    قبله ام کج نیست

    نیمرخش را دوست دارم . . . !
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان