خانه
48.2K

قسمت های پخش نشده سریال عمر گل لاله(Lale devri) از شبکه جم(GEM)

  • ۱۶:۲۷   ۱۳۹۲/۲/۲۸
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|4285 |6357 پست
    من که خیلی ناراحتم و فکر کنم شما از بابته خلاصه کردن و پخش نکردن کامل سریال شوکه شدید ولی نگران نباشید تا
    اونجایی که میتونم سعی میکنم براتون این سریال رو ادامه بدم...
    ویرایش شده توسط زیباکده در تاریخ ۱۳/۹/۱۳۹۴   ۰۰:۰۶
  • leftPublish
  • ۱۶:۳۸   ۱۳۹۲/۲/۲۸
    avatar
    Nanayi joon
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|4285 |6357 پست
    خلاصه قسمت های آخر(سری اول):
    احمد یک دفعه توپراک رو درحال خندیدن میبوسه و توپراک اصلا انتظار نداشته و خیلی ناراحت میشه و قهر میکنه میره از اون طرفم چنار تازه میخواسته بیاد داخل مغازه ی شیرینی فروشی که این صحنه رو میبینه و با عصبانیت میره.توپراک هم سریع بارو بندیلشو جمع میکه میره خونه ی مادرش پدر توپراک توی کوچه بوده و این موضوع رو فهمیده که چنار یه دفعه ای پدرشو میبینه و اونم ناخوداگاه میگه توپراک با احمد قهر کرده و اومده خونه ما که چنار کلی خوشحال میشه و میفهمه که توپراک دوسش داره و ازاین فرصت استفاده میکنه و میره کلی احمد رو میزنه، خلاصه چنار میره پیش توپراک و تا شب جلوی در خونشون میمونه وقتی توپراک میاد بیرون چنار بهش میگه ما همدیگرو دوست داریم و...و همدیگرو میبوسن و توپراک از این بوسه خوشش میاد و تصمیم میگیره از احمد طلاق بگیره.چنار میره و این دوتا کلی باهم اس ام اس بازی میکنن ولی مادر توپراک با این قضیه موافق نیست...
    چنار توپراکو میبره گردش و کلی باهم خوش میگزرونن.میرن بادبادک بازی که یه دفعه بادبادک گیر میکنه میفته و توپراک میبینه اسمش روی بادبادکه و میفهمه چنار سورپرایزش کرده و روی اون بادبادکم اسم چناره.احمد کلی گریه 
    قشنگی داره!

    بعد میان خونه و چنار توپراک رو کنار تخت پر از گل میبوسه و این شب ادامه دارد...........................
    ویرایش شده توسط زیباکده در تاریخ ۱۳/۹/۱۳۹۴   ۰۰:۰۵
  • ۲۱:۲۸   ۱۳۹۲/۲/۲۸
    avatar
    ساناز افشار
    چهار ستاره ⋆⋆⋆⋆|3627 |4913 پست
    مرسی عزیزم که اینارو گذاشتی.
    اگه می شه قسمت های دیگه هم بزار
  • ۱۲:۱۹   ۱۳۹۲/۲/۳۰
    avatar
    Nanayi joon
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|4285 |6357 پست
    خلاصه قسمت های آخر(سری دوم):
    احمد از چنار شکایت میکنه و پلیس میاد چنارو میبره و برای 1 شب میبره بازداشتگاه توپراکم خیلی ناراحته و همش از پشت میله ها چنارو دل داری میده.خلاصه توپراک رضایت میگیره و چنار رو ازاد میکنه و باهم خیلی ناراحت میرن جلوی دریا توی یه روز مه الود روی صندلی میشینن و خیلی ناراحتن...
    چنار برای توپراک همون وکیل قبلی یعنی شوهر ریحان رو میگیره و توپراک میره دادگاه و احمد هم میاد تا طلاق بگیرن ولی احمد یه قاضی میگه که من این زنو دوس دارم و توپراک جا میخوره و از دستش ناراحت میشه و دادگاه به روز بعد موکول میشه...
    چنارم به توپراک زنگ میزنه و توپراک میگه که نتونسیم فعلا کاری بکنیم از اون طرفم اوزرا میاد پیشه چنار و از این موضوع خوشحاله ولی چنار میگه من باید با توپراک عروسی کنم و ازش دست نمی کنم...
    اوزرا میره بیرون و به زمرد خانم زنگ میزنه و میگه ما باید یه فکر اساسی بکنیم برای این موضوع که زمرد میگه اگه من زمردم میدونم باید چیکار کنم...
    ریحان همش با شوهرش(یعنی همون وکیل اوکان)خوب نیست و با ادمای دیگه قرار میزاره که شوهرشم میره پیش یه زنه دیگه و سیتکی که راننده شخصیشه و باهاش کار میکنه این موضوع رو میبینه!
    شرمین سیتکیو دوس داره و اقبال خانم این موضوع رو میفهمه و تهدیدش میکنه که باید بری خونه ی ازرا و یه سیدی رو برام پیدا کنی وگرنه به همه این موضوع رو میگم و شرمینم برای اینکه زمرد خانم این موضوع رو نفهمه اینکارو میکنه و بالاخره با کلی زحمت از توی گاو صندوق برمیداره و میره!
    ازرا چنارو دعوت میکنه که بیاد خونش ولی چنار زیاد دوست نداره! چنار میخواد توپراکو سورپرایز کنه و یه برنامه میریزه که اون اینه که...
    خلاصه توپراک طلاقشو میگیره و از احمد خدافظی میکنه و با کلی ذوق به چنار زنگ میزنه ولی چنار بر نمیداره بجاش ازرا بر میداره و میگه چنار نیست و گوشیش پیش من جامونده که توپراک یه مقدار ناراحت میشه ولی چنار موضوع طلاقو میدونه چون وکیل زنگ زده!
    تا شب توپراک همش به چنار زنگ میزنه و چنار سرش شلوغه چون داره یه تئاتر راه میندازه ولی اخر سر گوشیشو بر میداره و توپراک کلی گله میکنه ولی چنار میگه امشب دارم یه تئاتر راه میندازم که خانوادگیه و همه رو دعوت کردم و تو هم باید با مادر و پدرت بیای که توپراک قبول میکنه و شرمین اون سیدی رو به اقبال میده ولی عذاب وجدان داره.
    وقتی همه دارن میرن از خونه به تئاتر شرمین میاد به زمرد خانم میگه که من باسیتکیم و همه میفهمن و زمرد خانم کلی داد میزنه سرش و میرن!
    خلاصه همه میرن میشینن و چنار و توراکم پیشه همن، زمرد خانم میره دستشویی و چنار هم میگه من باید برم یه لحظه و اونم میره خلاصه اینا دارن نمایش رو نگاه میکنن که درباره ی یه پرنسس و شاهزادس! همه دارن به نمایش نگاه میکنن که شاهزاده یه دفعه ای میاد و به پرنسس میگه من عاشق یه نفر دیگه هستم که اندازه ی همه ی ستاره ها  و دنیا دوسش دارم(اینا همش تو نمایشه)...
    پرنسس میگه اون کیه که یه دفعه ای شاهزاده رو به توپراک میکنه و نورها همه میره به سمت toprak و همه تعجب میکنن شاهزاده میاد از پله ها پایین و میره جلوی توپراک و یه دفعه ماسکشو برمیداره و شاهزاده چنار بوده و به توپراک میگه من تورو قد تمام دنیا و ستاره ها دوست دارم! تو بامن ازدواج میکنی؟ که توپراکم تو چشاش اشک جمع میشه و میگه با تمام وجودم بله و همدیگرو بقل میکنن و میبوسن و همینجا تموم میشه...

     
    ویرایش شده توسط زیباکده در تاریخ ۱۳/۹/۱۳۹۴   ۰۰:۰۶
  • ۱۲:۳۷   ۱۳۹۲/۲/۳۰
    avatar
    shimajoon
    سه ستاره ⋆⋆⋆|2574 |2957 پست
    ممنون نانايي
  • ۱۶:۴۰   ۱۳۹۲/۲/۳۰
    avatar
    ستاره
    یک ستاره ⋆|314 |1473 پست
    ممنون عزیزززززززززززززززززم
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
www.echterporno.com www.nubepornogratis.com www.javpornxhd.com desi sex videos brasil porno xxx gratis pornofilme porno raketaporno film bokep desi porn
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2020 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان