خانه
1.29K

یک افسانه صحرایی

  • ۱۷:۴۴   ۱۳۹۱/۱۲/۱۰
    avatar
    کاربر فعال|173 |612 پست

    یک افسانه صحرایی، از مردی میگوید که می خواست به واحه دیگری مهاجرت کند و شروع کرد به بار


    کردن شترش. فرشهایش، لوازم پخت و پز، صندوق های لباسش را بار کرد. و حیوان همه را پذیرفت.


    وقتی می خواستند به راه بیفتند، مرد پر آبی زیبایی را به یاد آورد، که پدرش به او داده بود.


    پر را برداشت و بر پشت شتر گذاشت.


    اما با این کار، جانور زیر بار تاب نیاورد و جان سپرد.


    حتما مرد فکر کرده است: “شتر حتی نتوانست وزن یک پر را تحمل کند.


     


    مدیر مجله جادوی کلمات


     


    www.jadoykalamat.tk

  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
www.echterporno.com www.nubepornogratis.com www.javpornxhd.com desi sex videos brasil porno xxx gratis pornofilme porno raketaporno film bokep desi porn
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2020 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان