خانه
334K

بقیه داستانو بنویس ...

  • ۱۲:۲۱   ۱۳۹۴/۱۱/۶
    avatar
    کاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26995 |15954 پست
    فرداد و نازنین بیشترین نارضایتی رو از شرایط موجود داشتن. فرداد رو به جک کرد و گفت : خبری از قایق نیست. اما اگه با قایق اینجا میشه تردد کرد پس اولین آبادی نمیتونه دور باشه. البته اگه قایقی اینجا بوده باشه.
    جک گفت : من چیزیو که دیدم براتون تعریف کردم. هیچ نمیدونم که اونها کی بودن و اولین آبادی کجا میتونه باشه. اما من نظرم تغییری نکرده. باید راه ها رو نشونه گذاری کنیم و بخش های مختلف جزیره رو بگردیم ولی یه سرپناه امن میخوایم که هر شب بدون تردید باید همه مون اونجا جمع بشیم. جزیره ها جونور های خطرناکی داره که موجه تنهایی باهاشون میشه آخرین تصویری باشه که از این دنیا میبینیم ...
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان