۰۱:۳۰ ۱۳۹۴/۲/۱۹
یکی از فانتزیام اینه که ......برم سر کلاس هندسه
.
بگم این درسا بسه کاشکی زود زنگ بخوره دا به دلدار برسه
استاد حذفم کنه
من پاشم نگامو بندازم تو نگاش.
درحالی که میرم تو افق
بگم خوب دسته منو خوندی دلمو بدجوری سوزوندی.منو مثله یه برده کجاها نکشوندی!