۰۷:۴۵ ۱۳۹۴/۳/۷
ronak nپنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|13385 |16410 پست
شخصی مادر پیرش را در زنبیلی می گذاشت و هرجا می رفت،همراه خودش میبرد.
روزی حضرت موسی او را دید، به وی فرمود:
آن زن کیست ????
گفت مادرم است.
فرمود: او را شوهر بده.
گفت: پیر است و قادر به حرکت نیست.
پیرزن دستش را از زنبیل بیرون آورد و بر سر پسرش زد و گفت:
آخه نکبت! تو بهتر می فهمی یا پیغمبرخدا!!!!!
""""""""""""""""@@@@@@@