۰۰:۱۲ ۱۳۹۴/۸/۸
آقا (که گوشی تلفن همراهش توی خونه جامونده بود) ، به خانمش زنگ زد و گفت :
"گوشیمو گم کردم ، چندتا قرار کاری داشتم که قرار بود با من تماس بگیرن" ...
خانمش گفت :
"ناراحت نشو ، گوشیت توی خونه جامونده .
-- مهندس شهرتی (شهره خانم) پیام داده ؛ ناهار بیا عشقم ، همون لباس زیری که برام خریدی رو پوشیدم ، بیا ببین !!!
-- حاج سهیلی زاده (سهیلا خانم) پیام داده که ؛
عصر ، ساعت ۶ میام همون جای قرار همیشگی تا بریم دربند به خاطر سالگرد آشناییمون جشن بگیریم !!!
-- از میناب دکتر حاجتی (مینا جون) پیام داده فردا حتمآ بری پیشش آمپول داره براش بزنی !!!
-- آقای شکوهی شهرداری منطقه (شکوه خانم همسایه) پیام داده ؛
شب شام بری پیشش تا (به خاطر چک پاس شده اش) ازت تشکر کنه !!!
-- منم دیدم سرت شلوغه و برای تحکیم خانواده تلاش میکنی ، به همه شون پیام دادم :
"خانمم خونه نیست ، شب بیان خونه خودمون ...
عزیزم ! عاشق کار و تلاشتم .
داداش هام و بابام ، دایی هام و عموهام هم میان کمکت کم نیاری !!!
هروقت مهمونی تمام شد بگو تا بیام خونه رو جمع و جور کنم ...😝😝😝