۰۰:۴۵ ۱۳۹۴/۸/۱۱
لره دکتر میشه
از اتاق عمل میاد بیرون...
پسره میپرسه حال پدرم چطوره؟
لره میگه : پدرت دچار فراموشی شده،پاهاش فلج شده،نمیتونه حرف بزنه، چشماشو از دست داده...
پسر با ناامیدی تکیه میده به دیوار و گريه ميكنه...
لره میگه شوخی کردم بابات مرد
😂😂😂