۰۹:۰۹ ۱۳۹۴/۸/۱۸
مردی نزد روانشناس رفت و از غم بزرگی که دردل داشت برای دکتر تعریف کرد...
دکترگفت: به سیرک شهر برو آنجا دلقکی هست،
اینقدر تو را می خنداند که غمت یادت برود.
مرد لبخند تلخی زد و گفت: من همان دلقکم...
.
.
.
.
.
.
دکتر گفت: به جهنم که همان دلقکی!
مرد گفت: کثافت پول ویزیت دادم باید درمانم کنی!
دکتر گفت: برو بابا من فقط همونو بلد بودم دیگه درمانه دیگه ای بلد نیستم!
مرد گفت: پس پولمو پس بده!
و دکتر پول دلقک را پس داد....!!!
نکته داستان : آن مرد دروغ گفت و دلقک نبود...
آری او یک خسیس اصیل بود...
ولی پول خود را پس گرفت و سپس به سراغ دلقک رفت...!!!!!!!!