۲۰:۳۴ ۱۳۹۲/۹/۱۲
کلی مهمون واسمون اومده اما بابام هنوز از حموم نیومده بیرون، همه نشستیم داریم آبرو داری میکنیم که یهو از تو حموم صدای بابام میاد که :
همه حرفام مهربونی
با نجابت یار جونی
سر سپردهء محبت
با نگاهی آسمونی
دختر مشرقیم من
دختر مشرقیم من
:|
هیچی دیگه آبروی چند صد ساله ی خاندانمون رفت!
خدا بگم چیکارت کنه آخه اِرمیا ؟!!