۲۲:۳۷ ۱۳۹۲/۱۰/۱۲
بابای حیف نون پیر بوده و در بستر بیماری، صداش میزنه میگه این نِی رو بگیر.
پسرش میگیره و میشکنه نِی رو! بعد باباش میفته میمیره!
مادرش دوون دوون میاد صحنه رو میبینه، میگه چیکار کردی پسر ؟؟؟
میگه هیچی شکستم اما نتونست نصیحتم کنه عمرش به دنیا نبود، ولی میدونم چی میخواست بگه طوری نیست.
مادرش میگه بیشعور این نِی از 2500 سال پیش که کورش داد به یه فرماندش نسل در نسل بین خانواده ما میگشت !!!!