خاطره 2)
این یکی رو هم توی سایت مدرسه نوشته بودم :)
یادش بخیر ...من تو دوران دبستان ...مسئول شیر ه خونه بودم
حالا این شیر خونه چی بود ؟؟!!
صبح ها ملت باید میرفتن پشت مغازه مش ولی (اون موقع ها.. مافیای سوپر مارکت های دریانی هنو نو پا بود
و مغازه ای بنام سوپر مارکت نبود ...بقالی بود که معمولا بوی پنیر میداد ...بخدا :)) صف وامیستادن ...عده ای هم زنبیل
میزاشتن (الان یه حس غروری بهم دس داد ...چون من به عینه زنبیل گذاشتن رو دیدم ...ولی واسه خیلی ها شاید
این ضرب المثل باشه .ولی من این واقعیت رو حس کردم :)
عده ای هم که چون همیشه از مش ولی خرید میکردن ...سهمیشون محفوظ بود
خلاصه ساعت 6 صبح باید پیگیر این قضیه میشدی ...من ساعت 6 صبح میرفتم صف ...تا ساعت 7:30 این روند طول می کشید
علت این طول کشیدنه ...شاید 20 درصدش ...اون موارد بالا که گفتم بود ...80 در صد ...مش ولی رو دور کند ضبط شده بود :)
مثلا ...من دو تا شیر می گرفتم ....تا مش ولی شیشه خالی رو از بگیره ...بزار تو سبد ...دو تا پر بیاره ...با بقیه پولم
شیرین 10 دقیقه طول می کشید ..حالا خدا نکنه ..می گفتم مش ولی دوتا تی تابم بده ...وا مصیبتا ...باید از جلوی در
رد میشد ..میرفت پشت دخل ...از روی یخچال ویترینی ...دو تا تی تاب بردار ه ...بیاره ...
من زنگ اول مدرسه رو از دست میدادم :)...
حالا اگه خرید ی که از مش ولی می کردیم مبلغش بیشتر از 700 تومن میشد (اون موقع ها 700 تومن خیلی زیاد
بود ..باهاش میشد یه ساندویج کوکتل (کوکتل شاخ سوسیس آ ی اون موقع بود :))...نون اضافه که ساندویچ رو
مثل لاحاف بقل می کرد ...با یه نوشابه تگری کانادا درای با ..نی راه راه قرمز سفید ...زد تو رگ )
میخواست حساب کتاب کنه ...حتما باید ..یه تیکه از مقوای پاره شده از باکس سیگار ...ترجیحا وینیستون
بر میداشت ..با یه خودکار که با نخ شیرنی وصلش کرده بود به یخچال ویترینی ...با خط فارسی دست و پا شکسته
....اول اسم جنس رو ..مثلا کیک ..مینوشت ...بعد قیمتش رو به ریال مینوشت ...بعد جمع می کرد ..
به تومن بهت میگفت ...من هنوز که هنوز ...دلیل محاسبه به ریالش و گفتن به تومنش رو نمی دونم :))