خانه
12K

دلنوشته های من

  • ۱۵:۳۳   ۱۳۹۳/۲/۶
    avatar
    یک ستاره ⋆|335 |1748 پست
    می خوام بنويسم...
    می خوام بگم...
    ولی ... نمی دونم چرا ... نميتونم...
    می ترسم...
    نگرانم...
    ذهنم شلوغه...
    این روزها زیاد گریه می کنم...
    اين روزها ... زياد ... به خودم ... و اتفاقاتی که درونم می افته فکر می کنم...
    حس خوبی راجع به خودم ندارم ...از خودم خوشم نمی آد ...راضی نيستم ...از خودی که دوستش داشتم خيلی دور شدم ... هر روز ... هر ساعت هم دور تر می شم ...به دعا احتياج دارم ... خيلی زياد ...خيلی زياد ... اگر به دادم نرسه ... نمی دونم چی می شه ...نمی دونم به چه موجودی تبديل می شم ...بد جوری دارم پيش می رم ... خيلی بد .... هر روز از روز قبل بيگانه تر و دورتر می شم ...نمی خوام ...دلم نمی خواد اينجوری بشم ... دلم نمی خواد حسهای خوبم رو از دست بدم ... دلم نمی خواد به اونی تبديل بشم که هميشه باهاش بيگانه بودم...
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان