۰۹:۴۱ ۱۳۹۳/۹/۳
آزینا جون منم یه دوسته پنجاه ساله دارم هراز گاهی بیرون از خونه با هم قرار میزاریم و همو می بینیم هفته های که اونو می بینم و باهاش هم صحبت میشم سرشار از انرژیم و کلی نظرم نسبت به زندگی و دیگاهام عوض میشه و به یه نگاه جدید و خوب به خونه بر می گردم خیلی دوستش دارم همیشه بهش میگم تو جای مادرمی که ازش دورم و اونم میگه تو تنها کسی هستی که من از ته دل آرزو کردم که کاش دختر واقعیم بود