۱۶:۴۰ ۱۳۹۳/۳/۱۸
آره سوگل ...زدی تو هدف ..
راستی امروز رفتم خرید ..تو صف میوه فروشی یه زنه جلوی من بود رفت سبزی بگیره ... یه پیرمرده اومد پشت سرم ...زنه که اومد سر جا ش این پیرمرده شروع کرد به داد و هوار هرچی گفتم حاج آقا این خانوم جلوی من بود ...میگه برو بابا و... خلاصه خیلی اول صبحی قاطی بود ... گفتم شما اگه عجله داری بیا برو جای من ..میگه نه ،من نه خودت رو میخام نه جات رو ...مردم از خنده ... ولی جلو خودم رو گرفتم ... گفتم حاج اقا اول صبحی اعصاب نداری ها ... میگه من اعصاب ندارم؟؟؟ تو اعصاب نداری ؟؟؟
یاد جیگر افتادم .... همه میخندیدن
ویرایش شده توسط الهه(مامان النا) در تاریخ ۱۸/۳/۱۳۹۳ ۱۶:۴۰