اوه اوه، مهرنوش کارت تمومه

چون بانو ازت معذرت خواهی کرد، اونم از تریبون!
آخرین باری که بانو از یکی معذرت خواهی کرد، هشت رو بعد در حالی که پشت میزش مشغول امضای یه کاغذ بود پیداش کردن! البته کاغذی نبود و اون شخص هم بدون هیچ تغییری در وضعیتش دیگه پلک هم نزد!
بعضیا میگن وقتی بانو از یکی معذرت خواهی میکنه، همون شب میشه قرص ماه رو تو آسمون دید. میگن او تمام شب رو بیدار میمونه و با یه لیوان قهوه ای در دست که تا صبح ازش بخار بلند میشه پشت پنجره می ایسته و به ماه نگاه میکنه.
روز بعدش دو مرد و دو زن سیاه پوش در حالی که یه کاغذی رو توی پاکت با دقت حمل میکنن وارد منزلش میشن. البته هیچکس محل دقیق منزلشون رو نمیدونه، ورودیش از یه جاده ی باریک سرسبز شروع میشه ولی هیچکس نتونسته بیشتر از یک کیلومتر جلوتر بره، مگر یاران سیاه پوش!
