خانه
2.96M

شعر و شیدایی

  • ۱۳:۰۰   ۱۳۹۴/۹/۹
    avatar
    کاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست

    لبخند می زنی دلمان عاشقت شود
    این چشمهای بسته زبان عاشقت شود

    صیاد چشم راه به جایی نمی برد
    وقتی که دست و تیر و کمان عاشقت شود

    موهات را به شانه باران سپرده ای
    طولی نمی کشد که جهان عاشقت شود

    این شعر را مقابل باران گذاشتم
    تا واژه های تشنه آن عاشقت شود

    می ترسم از نگاه اهوراییت که باز
    درکوچه هر چه مرد جوان عاشقت شود

    ****
    با تیک تاک ثانیه های می تپد دلم
    چیزی نمانده تا که زمان عاشقت شود

    چیزی نمانده تا همه شهر یکصدا
    در یک طلوع پر هیجان عاشقت شود

    پس می شود که زاده پاییز باشی و
    کاری کنی که فصل خزان عاشقت شود

    ******
    امشب برای شاعر گمنام این غزل
    این شعر را دوباره بخوان عاشقت شود


    محمد حسین نعمتی پاییز
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان