۱۳:۳۷ ۱۳۹۴/۹/۱۴
خداحافظ که میگویی تمامم درد می گیرد
زمین تا آسمانم را سراسر ابـر می گیرد
همان ابری که می بیند چنین حال پریشانم
و زین حال نزار من دل ابر غـم می گیرد
خداحافظ که میگویی پرازغم می شوم انگار
خداحافظ نگوعشقت،همش مـاتم می گـیرد
چـرا انقـدر بی رنگی چـرا انقـدر بی بویی
نـگو پاییز احساست، تمـامش را می گیـرد
تو تنها رفته ای و من شبها با بغض بیدارم
هوای خانه قلبم، همیشـه بی تو می گیـرد
سحر تا صبح بیدارم چه خورشید غم انگیزی
خداحافظ نگو ماهم، دل خورشید می گیرد
اگر گفتی خداحافظ بدان این آخرین بار است
خداحافظ که می گویی دلم در سینه می میرد