خانه
2.96M

شعر و شیدایی

  • ۱۳:۴۱   ۱۳۹۴/۹/۱۴
    avatar
    کاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    دل بریدن به از این عشـق که من می بینم
    که نه فـرهاد تو هستی و نه من شـیرینم

    خسته ام آنقــدر ای ماه که تردیدی نیست
    نیست هم صحبت خـوبی که دهد تسکینم

    مست از بـاده ی چشمان تو بودن عمــری
    خود دلیلی است که کرده است چنین مسکینم

    روزهــا می گذرند از پی هم بعد از تــو
    هــر قدم ؛ هر نفسم از همه بد می بینم

    آرزو می کنم ای خوب که حتی یک شب
    تن ِ تب دار تــو آید به ســر بالینم

    خستــه از اینـهمه تشویشم و عمــری بی تو
    می نشینم که مـــگر مرگ کند تمــکینم


    سمیرا عسکر نژاد
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان