۰۸:۱۷ ۱۳۹۴/۹/۱۸
آمدی چشمی به چشمم دوختی ، ممنونتم
آتشی را در دلم افروختی ، ممنونتم
گوشه چشمی آمدی ، آشوب در جانم نشست
ناگهانی خرمنم را سوختی ، ممنونتم
خنده مستانهات ، لب را عطش كش كرده بود
آبرو می خواستم ، نفروختی ، ممنونتم
پند پيران را به گوشم خنده كردی ، مرحبا
درس خوبی را به من آموختی ، ممنونتم
مي روم در انزوای خلوتم پنهان شوم
ای که آتش در دلم افروختی ، ممنونتم.