۲۱:۲۹ ۱۳۹۴/۹/۱۸
پابه پای هوس دوست ، پریشانم و مست
وای اگر دل نکنی از دل بیگانه پرست !
عهد من بود پریشان نگاهت نشوم ...
به فدای سرت ای دوست ، دلم توبه شکست !
بنشین یک نفسی مست که در این دنیا ...
می شود زندگی و مرگ فقط دست به دست !
جان من ، خاطر من ، عطر تن و پیرهنم ...
تا به کی نیمه شب از فکر تو بیدارنشست ؟
من به چشمان تو ، بد مست ترین روی زمین ...
تو ولی این همه با نرگس مستت ، خوش مست !
تو دراقبال من و تشنه به آغوش رقیب ...
این چه رسمی است که تا بوده ، همین بوده و هست ؟
همه گفتند که پیمان شکنی ، می شکنی ...
سر هرکس که به موی تو دل خود را بست
همه گفتند ، ولی من به تو ایمان دارم ...
نشود بی تو به یک معجزه ی خوش پیوست !