۲۱:۳۴ ۱۳۹۴/۹/۱۸
اگر چه شمعی و از سوختن نپرهیزی
نبینمت که غریبانه اشک میریزی
هنوز غصه خود را به خنده پنهان کن
بخند گرچه تو با خنده هم غم انگیزی
درخت فصل خزان هم درخت می ماند
تو پیش فصل بهاری نه اینکه پاییزی
خزان کجا تو کجا تک درخت من باید
که برگ ریخته بر شاخه ها بیاویزی