خانه
2.96M

شعر و شیدایی

  • ۱۴:۱۴   ۱۳۹۴/۹/۲۲
    avatar
    کاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    مانند فروریختن برف به الوند
    آرام نشستی به دلم..ساده ی دلبند.!!!

    فهمیدم از آن خلقت دردانه ی آدم
    طرحی ز نگاهت شده سرمشق خداوند

    فهمیدم و دلبسته شدم باز به چشمت
    آرام چو دلبستگی مادر و فرزند

    دلبسته شدم..بند به بندم تب و گرما
    رقصیدم و افتاد به جانم شرری چند

    هر صبح غبار غمت آید به سراغم
    خاموشم و پردرد..همانند دماوند..

    دیدند پریشانی من...مردم شهرم
    دستم نگرفتند و کنارم ننشستند

    پرسیدم از احوال بدم پیش طبیبان
    نبضم نگرفتند و به من هیچ نگفتند

    "گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی"
    مانند تو را خلق نکرده است خداوند

    شب ها زغم دوری ات از درد بنالم
    عشقم شده این درد که دردیست خوشایند
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان