خانه
2.96M

شعر و شیدایی

  • ۱۴:۱۶   ۱۳۹۴/۹/۲۲
    avatar
    کاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    کارم شده از زلف تو الهام بگیرم
    کم مانده که من شاعر شب نام بگیرم

    دیدم سر بازار شبی چشم و لبت را
    ترغیب شدم پسته و بادام بگیرم

    گنجشک شدم آنطرف پنجره ی تو
    تا موقع رقصیدنت آرام بگیرم

    از صحبت و از خنده ات آواز بخوانم
    از اخم تو،از ناز تو،سرسام بگیرم

    چشمان تو را دیده ام و حس عجیبی ست
    عکسی نشد از غربت اهرام بگیرم

    آغوش تو سرمایه ی سرمازدگان است
    من یخ زدم و باز نشد وام بگیرم

    با شعر و سلام و صلوات آمده آهو
    دیگر چه نیازی بروم دام بگیرم

    دستان تو را کاش!پس از این همه زاری
    تا کم نشده قدرت دستام،بگیرم...
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان