خانه
2.96M

شعر و شیدایی

  • ۲۰:۴۰   ۱۳۹۴/۹/۲۳
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    گفتم ای فال فروش
    لای این بسته ی فال
    «مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید»
    هم داری؟

    گفت:اگر بود کسی فال فروشی می کرد؟!...

    دیر بازیست در این شهر شلوغ، هر کجا مینگرم
    غنچه ها پژمرده اند، چهره ها افسرده اند
    نفسی هست ولیکن همه دل ها مرده اند
    هدفی هست اگر، نیست به جز لقمۀ نانی
    شرفی هست اگر، در گرو جاه ومقامی
    همه افسرده و غمگین، همه سرخورده از این دین
    همه تسلیم به تقدیر، همه محکوم به تحقیر
    نه امیدی است به ماندن ونه شوقی است به رفتن
    همه مغرور از آن چیز که بودیم و از آن کار که کردیم
    همه از کوروش و جمشید چه مستیم
    غافل از این سخن تلخ که
    "امروز"
    در اندیشه تاریخ
    کجائیم؟ چه هستیم؟ که هستیم...
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان