خانه
2.96M

شعر و شیدایی

  • ۲۰:۱۱   ۱۳۹۴/۱۰/۱۲
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    سرمست شد نگارم , بنگر به نرگسانش
    مستانه شد حدیثش , پیچیده شد زبانش

    گه می فتد از این سو , گه می فتد از آن سو
    آن کس که مست گردد , خود این بُوَد نشانش

    چشمش بلای مستان , ما را از او مترسان
    من مستم و نترسم از چوب شَحنگانش

    ای عشق الَله الَله سرمست شد شهنشه
    برجه بگیر زلفش , درکِش در این میانش

    اندیشه ای که آید در دل , ز یار گوید
    جان بر سرش فشانم , پر زر کنم دهانش

    آن رویِ گلستانش وان بلبل بیانش
    وان شیوه هاش یا رب , تا با کیست آنش

    این صورتش بهانه ست , او نور آسمانست
    بگذر ز نقش و صورت , جانش خوشست جانش

    دی را بهار بخشد , شب را نهار بخشد
    پس این جهانِ مرده زنده ست از آن جهانش
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان