خانه
2.96M

شعر و شیدایی

  • ۲۰:۱۳   ۱۳۹۴/۱۰/۱۲
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    عشق تا نوبت ما گشت تو استاد شدی
    آنکه با جان و دلش مشق الف داد شدی
    .
    گاه بر خاک زدم چنگ و گهی آتش و آب
    تو فقط دست موافق جهت باد شدی
    .
    تب مرداد,سرم,گاه تنم سردی دی
    تو بهاران زده و موسم خرداد شدی
    .
    گرچه من یک زن و لیلای درونم در بند
    تو به تلبیس جنون از قفس آزاد شدی
    .
    چو زلیخا بدرم پیرهن عشق که تو
    یوسف قصه که در چاه برافتاد شدی
    .
    تیشه در دستم و در عمر به ظاهر شیرین
    کوه,من کندم و تو سمبل فرهاد شدی.....
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان