۱۲:۲۳ ۱۳۹۴/۱۰/۱۳
.
صبح وقتی که خوشه ی ناهید
شادمان بر اتاق تو تابید
وقتی از الطفات باد سحر
پرده بر روی پنجره رقصید
وقتی از کوچه خش خش جارو
در فضای اتاق تو پیچید
آن زمانی که آینه با شوق
بر نگاه قشنگ تو خندید
پس سلام مرا پذیرا باش
ای تو در خاطر و دلم جاوید
که شروع دوباره های منی
چون تویی صبح سینه را خورشید