۱۲:۳۳ ۱۳۹۴/۱۰/۱۳
به نامِ خندههایِ تو صفایِ اشکهایِ من
فدایِ چشمهایِ تو، جلایِ اشکهایِ من
مرا به سویِ خود بخوان که خوانده روز و شب تو را
طنينِ چکهچکه ندایِ اشکهایِ من
مرا به غم نشاندهای به آتشم کشاندهای
خدا کند ببخشدت خدایِ اشکهایِ من
بيا و يک نظر ببين دلِ شکسته مرا
برایِ خاطرِ خدا برای اشکهایِ من
جز اشک در نگاهِ من نبوده چيز ديگری
بيا و يک زمان نشين به جایِ اشکهایِ من
هميشه آب، کمبهاست ولی بگو تو با دلم
چه کردهای که شد گران، بهایِ اشکهایِ من؟
غزل هر آنچه گفتهام به کامِ تو به نامِ تو
گناهِ عشوههایِ تو به پایِ اشکهایِ من
هنوز عاشقِ توام اگرچه هست تا ابد
بدون ناله سوختن سزایِ اشکهایِ من