۱۲:۴۰ ۱۳۹۴/۱۰/۱۳
بغلم کن که کمی ساکت و آرام شوم
در خیالی که گرفتار تو شد دام شوم
بی هوا بوسه مزن بر رخ من
بوسه آنگاه بزن باز ، که من رام شوم
بی تو درخلوت این خانه گرفتار شدم
تو بیا تا که کمی شاد ، از این کام شوم
پنجره باز بکن ، نغمه بزن بر خورشید
من به شوق پرستو به این بام شوم
وقت رفتن تو بیا باز بزن بوسه مهر
تا که من همره آن یار دلارام شوم