۰۱:۲۴ ۱۳۹۴/۱۰/۱۷
عشق های این زمان آن عشق های قصه نیست
این زمان فرهاد کو؟مجنون چه شد؟افسانه کیست؟
عاشقی راگفتم گر محبوبه خواهد،کوه از جا میکنی؟
گفت عاشق بودن آری،کوه کندن بهر چیست؟
گفتم او را عاشقان آواره در دامان صحرا بوده اند
گفت:سرگردان به صحرا در شدن از ابلهی است
گفتمش در راه جانان،دست از جان می نهی؟
گفت باید شادمان با دلبر جانانه زیست!!!
گفتم اما عاشقان قصه این ره رفته اند
گفت:اما این زمان ،این کارها دیوانگیست
گفتم:ای عاشق،اگر محبوبه بر عهدی نماند؟
گفت:دنیا بزرگ است وپر از حور وپری....