خانه
2.96M

شعر و شیدایی

  • ۱۴:۵۶   ۱۳۹۴/۱۰/۱۸
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    عاشقی کافیست بعد از این، پریشانی بس است
    غصّه ی این قصّه ی پردردِ پنهانی بس است

    «دل» شهیدِ راه عشقِ کافری دلسنگ شد
    بر سر این جسم بی جان، تعزیه خوانی بس است

    با خدا بودن، خودش یعنی خدا بودن، عزیز
    قصد کوه قاف کن، امیال انسانی بس است

    نقل «فاضل» میکنم، دلسرد از این بیهودگی؛
    «هفتصد سال است می بارد، فراوانی بس است»

    «مرگ» رخداد عجیبی نیست، پایان غم است
    شوقِ دنیایی چنین بیهوده و فانی بس است

    جنگ کن با سرنوشتت، مرگ را تسخیر کن
    ترس از چیزی که ناچار است و می دانی بس است...
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان