خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۵۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۱
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    شاید دلش گرفت و غمش را غزل شدی
    شاید به مثنوی غزلش را بدل شدی

    شاید صدای ساز شدی با ترانه ای
    در آرزوی معجزه ی عاشقانه ای

    شاید سرش به نئشگی ات گرم شد شبی
    وافور زینتی به هم آغوشی لبی

    شاید عرق شدی و به مستی خراب شد
    سر درد سخت خاطره گردی در تبی

    شاید هوس شدی به تنش تا بباردت
    با اشک در هجوم عطش کم بیاردت

    با هرزه های شهر خیال تو را کند
    بذر جنون شوی و به قلبش بکاردت

    تا بشکند بتی که خودش از تو ساخته است
    عمری که بی نصیب به پای تو باخته است

    شاید تو را به قرص و به سیگار سر کند
    چشمان جان به لب به خیالات تر کند

    سیگار و قرص و خاطره و انتظار مرگ
    گل های اشک می شکفد در بهار مرگ

    شاید تو هم به گریه ی او مبتلا شوی
    با کیمیای خودکشی آخر طلا شوی

    تاوان دلشکستن خود را به جان دهی
    بیهوده جان نکنده که بیهوده جان دهی

    باید که بی حساب شود گریه های او
    با هرکه مالکت شده باشد به جای او

    نفرین عشق هر دویتان را گرفته است
    باید تقاص پس بدهی پا به پای او

    جرمت شکستن دل عاشق ترین کست
    جرمش سکوت عشق، بمیرم برای او

    شاید ، هزار شاید دیگر سیاه و سرد
    از اتّفاق رفتنت افتاد و فتنه کرد

    شاید ، ولی تو راه خودت را برو گلم
    از اشتباه کرده ی یک عمر ، برنگرد
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان