۱۱:۴۲ ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
قلــبم دیگر تپــیدن یــادش رفته و....
فـقـط به تــو فکــــر می کند....
حتی خـــیالم...
همیشه گــرم صحبــت با تـو هست ...
به قــدری با تو خـــو گرفته ام که....
حالتی نــزدیک به خــدایی در من داری...
و آنقــدر تــو را در پیـــکرم ریخــته ام که....
آمــوخــته ام چگــونه باید دوســتت داشـته باشم...
پـر از حرفم بــرای دوســت داشتنت ....
امـــا ......
از توصــیف عـلاقه ام به تو بـرنـمی آیم.. ...