۱۷:۳۶ ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
دل اندرکوی دلبازان به دام افتاده است امشب.
شرابی از لب لعلت به کام افتاده است امشب.
می و ساقی ومیخانه،همه مست نگاه تو.
گمانم مرغک این سه،به بام افتاده است امشب.
من مسکین بیچاره ،ندانم راه میخانه.
که یک شبنم از آن نرگس به جام افتاده است امشب.
فغان ازعشق و این مستی که گه بالا وگه پستی.
که این صبح وصال مابه شام افتاده است امشب.
منم آن مرکب سرکش تو هم شاه سوارانی.
که این مرکب زعشق تو به کام افتاده است امشب،