۱۷:۳۷ ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
[Forwarded from REZA...]
چینی نازک تنهائی سهراب شکست
ساق پاهای لطیف قدم آب شکست
.. .
شهرنفرین شدهای آنطرف دریاهاست
قایق کوچک رویاوسط خواب شکست
....
خودفروشان به درمیکدهقفلی زده اند
ساغر مستی حافظ ز می ناب شکست
. ..
وقت بارندگی اشک من ازابرغم است
پلک چشمم شده سدی کهزسیلابشکست
. ..
حسرت عطر گل یاس به دل مانده هنوز
شیشۀ عطرگلاب دل بی تاب شکست
.. .
بازهم گلۀ وحشتزده رم کرده زگرگ
استخوان باتبرو کندۀ قصاب شکست
...
آسمان تابه ابدمخمل شب کرده به تن
بغض سنگین وفروخفتۀمهتاب شکست
. ..
ساکن معبد دوری شدم آنسوی افق
حرمت قبلگه ومسجدومحراب شکست