خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۲۲:۲۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    در خزان زندگی گویا بهارم می رسد
    این دل سرگشته ام جانا نگارم می رسد

    از خزان پرسیده ام یارا بهاران را چه شد
    گفته بودی تا نمردم عشق جانم می رسد

    من زبویش بی قرارم کی رسد آرام جان
    بازی آن ابروانش روح وجانم می رسد

    این زمستان کی رود بینم رخ زیبای او
    غرق در ماتم شدم چشم انتظارم می رسد

    تیشه خونبار پائیزان مرا افکنده است
    بوی عطر آن بهاران هر دما دم می رسد

    چشم من در این فراقت چون زلیخا بسته شد
    انتظارم سر رسید آن نور چشمم می رسد
    شاعر دیوانه.
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان