۱۱:۱۸ ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
از سکوتم مي نويسم تا بداني خسته ام،،،
بي هوايت کنج پستوهاي غم يخ بسته ام،،،
بي تو بي تابي دراين برزخ به جانم خميه زد،،،
من هنوز اين بغض راازرفتنت نشکسته ام،،،
با خيالت روزها را بي صدا سر مي کنم،،،
بي تو دارم بي کسي راتازه باورميکنم،،،
از کلامم هرکسي شيدايي ام را خوانده است،،،
ياد چشمانت مراازهرنگاهي رانده است،،،
کاش بودي تا بهارم غرق بي رنگي نبود،،،
کاش در تقدير ما دوري ودلتنگي نبود،،،