۱۴:۲۰ ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂
چه غریبانه نشستم سر راهت که بیایی
چه غریبانه غریبانه نوشتم که کجایی
چه صمیمانه نوشتم که تویی ذوق زبانم
و تو انگار نه انگار که هم صحبت مایی
چه یتیمانه نشستم و نوشتم که مرو یار
و تو رفتی ومن و برزخ این فصل جدایی
پشت پای تو همه باور و ایمان دلم ریخت
و قسم میخورم این صحبت خودرا به خدایی
به خدایی که میان من و تو فاصله انداخت
چه خدایی که فقط باب دلش هست جدایی
شاعران غربت غم بار مرا شعر کنید
بنویسیداز این زندگی تلخ از این تنهایي!
🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂