۱۹:۲۳ ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
دلم وامانده در کاری که فکرش را نمیکردم
سرم خورده به دیواری که فکرش را نمیکردم
مدار جبر هستی را فقط بیهوده میگردم
اسیرم کرده تکراری که فکرش را نمیکردم
خرابم میکند با اخم و با لبخند میسازد
دلم را برده معماری که فکرش را نمیکردم
زمین را مثل اسکندر به حکم عشق او گشتم
شدم سرباز بیماری که فکرش را نمیکردم
ولی هر نقطهای رفتم شعاع درد دورم زد
به دستش داشت پرگاری که فکرش را نمیکردم
به هر دستی که دور گردنم افتاد دل بستم
مرا زد عاقبت ماری که فکرش را نمیکردم